یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
قانون دوم نیوتن(پایستگی عشق):عشق در پسران هرگز از بین نمیرود بلکه از دختری به دختر دیگر انتقال میابد.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:32
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مـــ ـن از عمق وجــــــ ـودم خدایم را صدا کردم نمیدانـــــــــ ـنم چه میخــــــ ـواهی ولی برای تـــــ ـو برای رفع غمهــــ ـایت برای قلب زیبـــــ ـایت برای آرزوهــــــ ـایت به درگاهـــ ـش دعـــ ـا کردم خــــــ ـدا از آرزوهــــــ ـایت خبر دارد! یقین دارم دعاهاـــــــیم اثر دارد
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:25
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:23
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
سلامم رابرسان به دریاقاصدک .

دستی ازدل تنگم به سرشالیزاربکش.
قاصدک چشمانم راببربه لیلاکوه،کمی عطرچای بیاور.
چشمانم بی قرارباران است.
باران قهرکردونبارید
ابرنشدکه برموجهای کف وصدفهای ماسه ای سجده کنم.
قاصدک رازپنهانم رابه دخترک شمالی آهسته بگو.
بگوکه شاهزاده ی آبی چشم،اسب سفیدچوبی راروبه آسمان گرفته
وامیدبه رویش نیلوفرهای مرداب دارد.
قاصدک چشم جنگل پرندگان بی قفس رابه جای من ببوس وسلامم رابربام سبزلاهیجان رهاکن.
پرستوهاراه لانه راگم کرده اند.
دراندیشه ی پرستوهابودم که لانه ام گم شد.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:23
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
مرا به مهمانی سکوتت دعوت کن. وقتی دلگیر می شوی، وقتی تو هم از خودت خسته می شوی. مرا دعوت کن، به عمیق ترین تنفس، به ژرفترین بغض... به سوزناکترین آه. به طولانی ترین تعطیلی غمزده. به غروب دلتنگی ات. مرا دعوت کن به خودت، به دلت ، به حرفت ، به ناگفته هایت... نامحرم کسی است که نامرد باشد! مرا به مردانه ترین دوستی ها دعوت کن ... می خواهم در دستهای امن تو ایمان بیاموزم. می خواهم ایمان به دوست را بیاموزم. می خواهم بیاموزم که ؛ ناگفتنی ترین کلمات را که در ناگفته ترین الفاظ پنهان مانده اند...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:22
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شعری زیبا از مهرداد اوستا :

وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
شکستی و نشکستم، بُ[!] و نبریدم

اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم

کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم

مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم

چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم

بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم

نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم

جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم

به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم

وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

در نیست


              راه نیست


شب نیست


                   ماه نیست


نه روز نه افتاب


ما بیرون زمان ایستاده ایم


با دشنه تلخی در گرده هایمان


هیچ کس با هیچ کس سخن نمی گوید


که تاریکی به هزار زبان در سخن است


در مردگان خویش نظر می بندیم با طرح خنده ای


و نوبت خویش را انتظار می کشیم بی هیچ خنده ای

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 22:00
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
کفرم راکه درمی آوری ایمانم به عشق بیشتر می شود
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:59
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

آغوش تو


 


 مترادف امنیت است


 


 آغوش تو


 


 ترس‌های مرا می‌بلعد


 


 لغت نامه‌ها دروغ می‌گفتند


 


 آغوش تو


 


 یعنی پایان سردرد‌ها


 


 یعنی آغاز عاشقانه‌ترین رخوت‌ها


 


 آغوش تو یعنی "من" خوبم!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:55
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شبها وقتی میخوای بخوابی،میبینی هیشكی رو نداری كه بهت فكركنه...
اینجاست كه:میفهمی برخلاف شلوغیه درونت.....چقدر تنهایی.....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/9 - 21:53
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ