♥ نگار ♥
رفتم دستشویی گوشیمم تو دستم بود ، دقیقا بالای مدخل توالت رفتم گوشیمو بذارم جیبم که یهو از دستم افتاد ، منم با یه حرکت انتحاری با پا با تمام قدرت زدم زیر گوشی زاااارت خورد به سقف دستشویی بعد پخش شد ! لاششو گرفتم ، درش پرت شد اونور ، باتریشم داشت میومد سمت سوراخی که با پام کنترلش کردم !
یعنی یه همچین آدم سریع الرفلکسی هستم من !!!
♥ نگار ♥
ای حسّ و حال نو!
با من قدم بزن
در ذهن کوچکم
این کهنههای تازهنما را
بههم بزن
♥ نگار ♥
►◕حواستــ بــِہ دلـتــْ باشـد
►◕آטּ را هَر جایــے نگذار ...
►◕ایـטּ روزهـا دلـ را مـیدزدنـد
►◕بعد کہ بہ دردشاטּ نخوردے
►◕جاے صنـدوق پسـتــ آטּ را
►◕در سطل آشـغالـ مـے انـداَزنـد
►◕و تو خوبــ میدانــے دلــے کہ الـمثنــے شد
►◕دیگر دلـ نمــے شود
♥ نگار ♥
در خصوص ارتباط با من:
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه میخوای من رو ببینی عدد 1
اگه میخوای با من دوست شی عدد 2
اگه میخوای منو ادد کنی عدد 3
اگه میخوای با من ازدواج کنی عدد4
اگه عاشق منی عدد5
اگه کاری نداری فقط میخوای کامنت بزاری عدد 6
اگه میخوای شمارتو بدی عدد 7
♥ نگار ♥
سراب رد پای تو کجای جاده پیدا شد
کجا دستاتو گم کردم که پایان من اینجا شد
کجای قصه خوابیدی که من تو گریه بیدارم
که هر شب حرم دستاتو به آغوشم بدهکارم
تو با دلتنگی های من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری
تظاهر میکنم هستی
تو آهنگ سکوت تو به دنبال یه تسکینم
صدایی تو جهانم نیست فقط تصویر میبینم
یه حسی از تو در من هست
که میدونم تو رو دارم
واسه برگشتنت هرشب درارو باز میزارم . . .