یافتن پست: #در

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شبی که آوای نی تو شنیدم

چو آهوی تشنه پی تو دویدم

دوان دوان تا لب چشمه رسیدم

نشانه ای از نی و نغمه ندیدم


تو ای پری کجایی؟ که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان... دری نمیگشایی

من همه جا پی تو گشته ام

از مه و می نشان گرفته ام

بوی تو را زگل شنیده ام

دامن گل از آن گرفته ام

تو ای پری کجایی؟ که رخ نمینمایی

از آن بهشت پنهان دری نمیگشایی


دل من سر گشته تو.... نفسم آغشته تو......

*****بهزاد ساوانا**** به یاد استاد بزرگ
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:49
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اشتباه میکنند بعضی ها...
که اشتباه نمی کنند!!!

باید راه افتاد...

مثل رودها که بعضی ها به دریا می رسند

و بعضی هم به دریا نمی رسند

رفتن هیچ ربطی به رسیدن ندارد...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 19:45
+1
.:SaRa:.
.:SaRa:.
مامانم توی حال خوابیده بود منم تلویزیونو خاموش کردم سعی کردم سر و صدا نکنم ، رفتم توی آشپزخونه نشستم مثل کوزت واسه دل خودم داشتم سبزی پاک می کردم که یهو زنگ آیفونو زدن !
دیدم مامانم به تاخت پرید گوشی آیفونو ورداشت گفت کیه ؟ یارو گفت : لباس کهنه کفش کهنه دارین ؟ مامانم هرچی از دهنش درومد به یارو گفت بعدم کلی فحش بار من کرد که چرا خونه اینقدر ساکته آدم از خواب می پره هول میکنه ؟
ینی خدا آمریکارو لعنت کنه با این تحریماش …
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 17:35
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دلم پرتقالی خونی وسط میدان جنگ گردوی نارسی که دست را سیاه می کند شاخه ای که پرندگان را رنج می دهد دلم باران دیوانه در پناه دو کوه...........................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 14:57
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 14:51
+6
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
  • Malo0o0os (12 رای و 54.54.. درصد )
  • AsiyE (5 رای و 22.72.. درصد )
  • ♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥ (5 رای و 22.72.. درصد )
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/06/7 - 13:27]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:26
+18
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیشب یه مشکلی برام پیش اومد ...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه ... زنگ زدم به محمد جواد (مادرانه رو یادتونه که) سریع اومد مشکلمو حل کرد :|
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 13:16
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هی لعنتی …
اون طوریم که تو فکر میکنی نیست ..
شاید عاشقت بودم،روزی …..!
ولی ببین بی تو هم زنده ام....
هم زندگی میکنم …
فقط گاهی در این میان...
یادت …
زهر میکند به کامم زندگی را …
همیــــــــن...
دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:33
+2
saman
saman

باران گرفته ام به هوای شکفتنت


جاری در امتداد ترک خوردۀ تنت


با اشک های حلقه شده پای گونه هات


با دست های حلقه شده دور گردنت


من متهم به رابطه با واژۀ توام


مظنون به دستکاری گل های دامنت


این گرگ و میش وقت طلوع است یا غروب


در چشم های نیلیِ مایل به روشنت؟!

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:33
+4
NeDa
NeDa

متاسفم که چرا مزه عشق را از دست تو چشیدم تا همیشه در شک دروغ بودنش بمـــانم…

دیدگاه  •   •   •  1392/06/7 - 12:29
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ