یافتن پست: #دست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:08
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 20:07
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
حرف هايم درد دارند يا درد هايم حرف ؟

میدانید...


هر کسی در زندگی رسالتی دارد


و من حس می کنم


رسالتم هرگز نوشتن نبوده است!


در این روز ها که واژگانم را دزدیده اند و دهانم را بسته اند


قلم بر دست میگیرم


کاغذ هایم را می چینم رو به رویم


ساعت ها به انها خیره میشوم


بی انکه حتی واژه ای به ذهنم بیاید


کاغذ هایم را مچاله می کنم


و توی سطل زباله می اندازم !


کاغذ هایم من سپیدند !

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 19:33
+7
AmirAli
AmirAli
آهای خانم های عزیز ، به خدا پارک دوبل اصلا سخت نیست…
فقط کافیه حواستون به
جدول و
تیر چراغ برق و
ماشین پشتی و
ماشین جلویی و
دسته برف پاک کن و
روسریتون و
کفش پاشنه بلند و
ناخون مصنوعی و
کلاچ و
ترمز و
گاز و
فرمون و
پسر همسایه که داره بهتون میخنده باشید ! 

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 18:54
+4
hamed noori
hamed noori
ﺗﻮ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﻋﻤﻮﻣﯽ ﯾﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺑﻮﺩﻡ

ﮐﻞ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯿﺎﻡ ﭘﺮ ﺑﻮﺩ ...
ﺍﻗﺎ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﻦ ﺷﺪ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮﻭﻭ ﮔﻼﺏ ﺑﻪ ﺭﻭﺗﻮﻥ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺛﺎﻧﯿﻪ
ﮔﺬﺷﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺳﮑﻮﺕ ﯾﻬﻮ ﯾﮑﯽ ﻧﺎﺟﻮﺭ
ﺯﺍﺍﺍﺍﺍﺭﺕ ﮔﻮﺯﯾﺪ !!!!...
ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺳﻮﮊﻩ !! ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﮐﻮﻧﺖ ﺭﮒ ﺑﻪ ﺭﮒ ﻧﺸﺪ !؟
ﯾﻬﻮ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺭﻑ ﺭﻭ ﻫﻮﺍ : (((
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﺯﺍﯼ ﺷﺎﺩﯼ ﺑﺨﺶ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎ ﻧﮕﯿﺮ
ادامه ...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 18:19
+3
AmirAli
AmirAli
هیچ وقت نخواستم دشمنامو بشناسم چون ؛

میدونستم خیلی از دوستامو از دست میدم …!

دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 18:11
+3
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
عـشق بازي فقط تـوي رخـتخواب نــيست عشـق بازي ميتـونه دقـيقن اون لحظه ايي بـاشه که يـه زن با دقـت آستـين ِ مرد رو سه تا مـيزنه که تا بالاي آرنــج بـياد ..... و يـا وقتي مـرد مـوهاي زن مـورد علاقشو با دستاش ميفرسته پشت گوشش ... و فـقط و فـقط يه نـگاه مـعامله مـيشه .... که به هـمون نـگاه مـيشه جـون سـپرد تـا آخـر ِ عــمر {-26-}
دیدگاه  •   •   •  1392/08/26 - 18:10
+2
hamed noori
hamed noori
از بوسیدن من دست برندار...

هر صبح،
هر شب،
بعد از هر سلام و قبل از هر خداحافظ!
از بوسیدن من دست بر ندار!...
درست لحظه هایی که بهانه می گیرم،
درست لحظه هایی که خشمگینی،
مرا ببوس،
همیشه!
در شادی و غم!
در قهر و آشتی!
بوسه ها ما را نجات خواهند داد...
از روزمرگی!
از احساس بی کسی...!
از ترس!
شک !
حسادت!
مرا ببوس
از بوسیدن من دست برندار...
دیدگاه  •   •   •  1392/08/25 - 21:06
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه كسی خواهد دید مردنم را بی تو؟

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه كسی میگوید؟

آن زمان كه خبر مرگ مرا می شنوی

روی تو كاشكی می دیدم!

شانه زدنت را بی قید

و تكان دادن دستت كه مهم نیست زیاد!

و تكان دادن سر را
كه عجیب! عاقبت مرد؟
افسوس...
كاشكی می دیدم
من به خود می گویم
چه كسی باور كرد جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/08/25 - 20:23
+4
AmirAli
AmirAli
وقتى با یک دست
نقاب هایشان را نگه داشته اند
و با دست دیگر
کلاه بر سرم مى گذارند
انتظار زیادیست
که بخواهم نوازشم کنند . . . !
دیدگاه  •   •   •  1392/08/25 - 18:22
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ