یک رقص دونفره در تاریکی شب زیر نور ماه وقتی نور شمع ها در تب و تاب است نوای موسیقی نوازش می کند گوش را و گلهای روی میز… گلهای رزِ روی میز… گلهای رزِ سرخِ روی میز… عطرشان پر کرده فضا را دستانی که حلقه شده بدورت پا هایی که تعقیب می کنند لحظه به لحظه هر قدمت را چشمانی که مرور می کنند خط به خط اندامت را و لبانی که گره میخورند گه گاه ، در لبانت… بگذار خاطره سازیم از این شب از این شب که در آنیم کس چه می داند فردا شاید نه من باشم و نه تو زمانی برای اما و اگر نیست
وقتی شخصی حتی به چیزای الکی زیاد میخنده ،مطمئن باشيد که عمیقا غمگینه وقتی کسی زیاد میخوابه ، مطمئن باشيد که تنهاست وقتی شخصی کم حرف میزنه و اگر هم حرف بزنه حرفشو سریع میگه ، مطمئن باشيد كه رازی رو حفظ میکنه وقتی کسی نمیتونه گریه کنه نشون دهنده شکنندگی و ضعف اونه وقتی کسی غیر عادی غذا میخوره بدونید که اضطراب داره وقتی کسی واسه چیزای کوچیک گریه میکنه ، یعنی دل بی گناه و نرمی داره اگه کسی به خاطر چیزای احمقانه و کوچیک از دستت عصبانی شد ، یعنی که خیلی دوستت داره l