یافتن پست: #دست

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

هیچ کس را نا امید نکن شاید امید تنها چیزی ست که او دارد از کسی که دوسش داری ساده دست نکش شاید هیچ ﮐس رو مثل اون دوست نداشته باشی و از یکی که تورو دوست داره بی تفاوت نگذر چون ممکنه دیگه کسی مثل اون تورو دوست نداشته باشه

دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:27
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
عشقت که به دل گرفته‌ام چون جانش  

در دست و بــــه صبر می‌کنم درمانش

وز غــــــــــــــایت عزت که خیالت دارد  

در خـــــــــانه‌ی چشم کرده‌ام پنهانش
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:23
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
تقدیم به قناری های لال ( ناشنوایان)

 

در زمـستانی چـنیـن، آغاز را گم کرده ام .

آ سمان تاریک و من پرواز را گم کرده ام

درکـویـری زرد وبـی بـاران بـدون پـنـجره

من صـدای رعـد با ران ساز را گم کرده ام

صد قـفس رو ئیـد بر با ل قـناری هـای لال

بـگـذراز من شـرجی آ واز را گـم کـرده ام

کرشدم از این سکوت وتیشه را دستم دهید

نـغـمه ی فـرهـاد کـوه انـدازرا گـم کـرده ام .

این چه بیداری است ما را برده تا شهر دروغ

با دو پـلک بـاز خـوابِ نـاز را گـم کـرده ام

می رسـد آوای تـا رِ خـسته ام تـا پُـشت بام ؟

یـا که من حتی نُت این سـاز را گم کرده ام !
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:21
+1
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
مادر ای زیباترین تصویر چشم انداز عشـق

مادر ای آرامــش رویایی پـرواز عشـق

ای که چشم هستی از روی تو روشن میشود

آفرینش با تو معنا می شود ای راز عشـق

با تو و آن چشمـــهای نازنینت مـــادرم

میشود یک عمراحساسم غزل پرداز عشق

دستهایم را بگیــــر و راهیم کن تا خـدا

با تو ایمانم تمـامست ای مرا اعجاز عشق

در کنارم باش تا پیـــدا کنم راهـی پس از

کوچه های بی کسی در کوچۀ دلباز عشق

لحظه ای بنشیـن ، کمی از آرزوهایـت بگو

تا بشوراند دلم را نغمــــــۀ آواز عشق

من هنوزم عاشق آغوشتم ، یادش بخیـــر

کودکیها و ، شب و ، لالایی و ، آغاز عشق
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 09:19
+1
korosh
korosh
2 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 05:13
+7
be to che???!!
be to che???!!

بچه ها خیلی میفهمند...
هر وقت من يك كار خوب مي كنم مامانم به من مي گويد بزرگ كه شدي برايت يك زن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تايش را به من داده است


حتمن ناسرادين شاه خيلي كارهاي خوب مي كرده كه مامانش به اندازه استاديوم آزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدم كه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشكلات انسان را آدم مي كند.


در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرف بايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم.


از لهاز فكري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چه بسيار آدم هاي بزرگي بوده اند كه كارشان به تلاغ كشيده شده و چه بسيار آدم هاي كوچكي كه نكشيده شده. مهم اشق است !


اگر اشق باشد ديگر كسي از شوهرش سكه نمي خواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد من تا حالا كلي سكه جم كرده ام و مي خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.


مهريه و شير بلال هيچ كس را خوشبخت نمي كند. همين خرج هاي ازافي باعث مي شود كه زندگي سخت بشود و سر خرج عروسي داييمختار با پدر خانومش حرفش بشود دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي كم بوده كه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ايم كه بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمكي بدهيم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي كند!


اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر است و گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و دايي مختار مجبور شد يك زير زميني بگيرد. ميگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد. ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يك خانه درختي درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.


قهر بهتر از دعواست. آدم وقتي قهر مي كند بعد آشتي مي كند ولي اگر دعوا كند بعد كتك كاري ميكند.

دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 01:14
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
امروز تـــــــرا دسترس فــــردا نیست  

                                                              و اندیشه فردات بجز ســــــودا نیست

ضایع مکن این دم ار دلت شیدا نیست  

                                                             کاین باقی عمر را بها پیــــــــدا نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:59
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
اکنون که گل سعادتت پـــربـــار است  

                                                                 دست تو ز جـام می چــرا بیکار است

می‌خور که زمانه دشمنی غدار است  

                                                               دریافتن روز چنین دشــــــــــوار است
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:58
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
گویند : مرا که دوزخی باشد مست

قولیست خلاف و دل در او نتوان بست

گر عاشق و مست دوزخی خواهد بود

فردا باشد بهشت هم چون کف دست
دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:55
+3
be to che???!!
be to che???!!
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/31 - 00:08
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ