یافتن پست: #دست

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
شما یادتون نمیاد ، دبستان که بودیم وقتی معلممون میگفت “یه خودکار بدید به من” ؛ زیر دست و پا همدیگه رو له و لورده میکردیم تا زودتر برسیم و معلم خودکار ما رو بگیره …
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 18:36
+3
roya
roya
در CARLO
سلام مهربون وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد! دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود! نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و ... فردا روز پدر بود. دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت : بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم. خدای من! حالا چکار کنم؟ همون طور که کاغذ دیواری رو از دور قوطی باز می کرد ، ذهنش مشغول اتفاق دیروز بود. در قوطی رو باز کرد. خالی بود! بازعصبانی شد و گفت : این که خالیه! و جواب شنید که : پره پدر! پر از بوس! باباجون چند ماهه هر وقت که می خوام بخوابم این قوطی رو محکم بغل می کنم و کلی بوس واسه تو می ذارم توش ، بوس هام رو ندیدی؟! پدر که خیلی شرمنده شده بود ، فکر می کرد چجوری باید رفتارهای غلطم رو جبران کنم؟ سه روز بعد ، دختر کوچولو در سانحه ای جونش رو از دست داد. و پدر موند و اون قوطی. شب ها قوطی رو محکم بغل می کرد و یکی یکی بوسه های خیالی رو از توش در می آورد و روی گونه هاش می گذاشت و پهنای صورتش رو اشک می پوشوند... ولی یادمون باشه تا عزیزامون هستند و هستیم ، رد عشق رو هم تو زندگی هامون ببینیم و بگذاریم.
دیدگاه  •   •   •  1392/02/25 - 16:26
+2
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
درود خدمت تمامی کاربران عزیز شبکه اجتماعی بیا تو یونی
متاسفانه در حال حاضر سرور سایت دچار ضعف هایی میباشد که در هنگام حجوم کاربران به سایت ، سایت کند میشود و یا برای 1 دقیقه از دسترس خارج میشود ...
با عرض پوزش از همه کاربران عزیز بدلیل این مشکل {-35-}
انشاالله تا چند روز آینده سایت به یک سرور قوی تر منتقل خواهد شد و این مشکل بزودی حل میشود .
لطفا بازنشر کنید
باتشکر ( ارادتمند شما ، مدیریت بیا تو یونی )
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 20:44
+6
binam
binam
پدر من جلوى تلويزيونى كه كنترلش دستش نباشه نمیشینه ...
اصن غرورش اجازه نميده :|
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:51
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-45-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-37-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}{-54-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:14
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
پسر داييم با يه دختري دوست شد،

چند وقت پيش شوخي شوخي رابطشون جدي شد!!!

دختره ديوونش شده، جوري که با تيغ رو دستش نوشته رامتين

الان يه هفته ست بزرگ هاي فاميل جلسه ميگيرن

که چطور به دختره بگن بت دروغ

گفته، اين اسمش رامتين نيست مسعوده !!! {-7-}{-33-}
1 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 19:06
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
شما هم قبل از خاموش كردن لامپ واميستين مسير برگشت به جاي خوابتون و جاي گوشيتون رو از حفظ ميكنين يا فقط من اينجوريم !؟
3 دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 15:06
+2
binam
binam
اینایی که تا یه چیزی میگی
کنترل خودشونو از دست میدن و عصبی میشن..
اینایی که چند ساعت میمونن تو اتاقشونو در نمیان ..
اینایی که همش خوابن..
همونا که حوصله حرف زدن با هیشکیو ندارن..
همونایی که قرارشونو با دوستاشون کنسل میکنن و میمونن خونه..
اینایی که از صب که پا میشن تا آخر شب با همه دعواشون میشه
اینا از توو داغونن...
خواهشا اذیتشون نکنید...
داره جون میکنه بلکه حالش خوب بشه! :|
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 13:47
+3
binam
binam
واست اصلا مهم نیست
که چقدر بی تو باشم
از این حسی که بهت دارم
نباید چیزی میگفتم
منو اصلا نمیبینی
با اینکه رو به روت هستم
دارم پاک میرم از یادت
داری پاک میری ار دستم




بابک جهانبخش
آخرین ویرایش توسط onlyalone در [1392/02/24 - 10:57]
دیدگاه  •   •   •  1392/02/24 - 10:55
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
همسایمون زنگ زده آتش نشانی که آقا توی انباری خونه ی ما یه مار هست.
اون بدبختا اومدن همه چیو زیر و رو کردن وسایلو انداختن بیرون آخر سر هیچی پیدا نکردن ...
بهش میگم آقای فلانی مطمئنی مار دیدی ؟
میگه : نه بابا میخواستم انباری رو خالی کنم دست تنها بودم حوصله هم نداشتم …{-33-}
دیدگاه  •   •   •  1392/02/23 - 20:59
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ