یافتن پست: #دست

elahe
elahe
آقایان لباسهایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ ۱)کثیف ۲) کثیف اما قابل پوشیدن !
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:50
+4
ALI SHABAN
ALI SHABAN
دست به صورتم نزن ميترسم بيافتد ... نقاب خنداني كه بر چهره دارم ! و بعد ... سيل اشكهايم تو را با خود ببرد ... و باز ... من بمانم و تنهايي ...{-51-}{-60-}
1 دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:43
+4
elahe
elahe
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:39
+2
مهسا
مهسا
برای زندگی نه سقف می خواهم نه زمین! نقشه ی جغرافیایی دستهایت کافیست..
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:35
+2
elahe
elahe
وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیر
وای از دست این لحظه های نفسگیر ،ای خدا بیا و دستهای سردم را بگیر
خسته ام ، باز هم دلم گرفته و دل شکسته ام
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:34
+2
elahe
elahe
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:28
+2
مهسا
مهسا
روزی در همین نزدیکی ها کسی که مثل همه بود در چشمانم قلابی انداخت و قلبم را ربود و حالا از مچ دستانم آرزوی باران خون می آید! به خاطر ربوده شدن قلبم! رگ ها غارت شدند و لبخندها اشک ...........
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:11
+3
مهسا
مهسا
آرزویی بکن ... گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه ... آرزویی بکن ... شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:07
+2
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
خندیدم ، خندید ... اشکهام را افتاد ، اونم شرشر گریه کرد !! دلم براش سوخت نازش کردم اما دستم سوخت !؟ آخه دلش گــر گرفته بود
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:01
محسن رضایی ناظمی
محسن رضایی ناظمی
قدر دست هایم را بیشتر دانستم و قدر چشم هایم را و تازه فهمیدم چه شكوهی دارد... ایستادن بر روی دو پا آن لحظه كه...به زمین خوردم!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/10/27 - 23:00

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ