یافتن پست: #دلم

@asalam
پرستوهاي رؤيا هر شب تو را در چشم من تخم مي گذارند و سحرگاهان فوج فوج از شاخسار نگاهم به باغ دلم پر مي كشي و مرا چون سازي از نغمه هاي شيرين پر مي كني دنياي قشنگي دارم با خيال بيدارت
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:45
+11
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

تو آن مني،من آن توام اين رابدان يقين! اندر دلم.......
دربند گشته اي،
گم شد كليد آن..... بايد بماني تا ابد درون آن

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 19:44
+10
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چه " شوری" می زند دلم وقتی در نگاه دیگران " شیرین " می شوی.
3 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 17:55
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وصیت کردم سنگ قبرم رو دیجیتالی کنن،
هرکی اومد بجای فاتحه یه لایک بزنه دلم شادشه اون دنیا ^_^
تا زنده هستم که لایک نمیکنین حداقل بیاین سر قبرم یه لایک بزنین
:(
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 16:35
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺩﻟﻢ ﯾﻪ ﺩﻭﺱ پسر ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ که...
...
...
...
...
...
...
...
...
ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ...
ﺗﻠﻔﻦ ﺧﻮﻧﺸﻮﻧﻢ ﻭﺻﻞ ﻧﺒﺎﺷﻪ ....
ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻮﻥ...
ﮐﻠﻦ ﺻﺪﺍﺷﻮ ﻧﺸﻨﻮﻡ!
ﺍﺻﻦ ﺣﻮﺻﻠﻪ ﺷﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ:|:|:|:|:
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 14:48
+3
saman
saman
در CARLO

اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد! خاک بر سرم!


اگه توي اوني که دلم مي­خواد حتماًخرم!

دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 13:00
+2
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


یادمون باشه که روی شیشه دلمون حک کنیم که دوستی و انسانیت تاریخ مصرف نداره ... و جایی در گوشه ی ذهنمون به یاد داشته باشیم که انسانیت مساوی دوستی و دوستی با خلق خدا مساوی انسانیت است ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 01:03
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
آخرین ویرایش توسط moricarlo در [1392/05/15 - 00:49]
10 دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 00:40
+14
be to che???!!
be to che???!!
دیدگاه  •   •   •  1392/05/15 - 00:28
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

بی نگاهِ عشق مجنون نیز لیلایی نداشتبی مقدس مریمی دنیا مسیحایی نداشتبی تو ای شوق غزل‌آلوده‌یِ شبهای منلحظه‌ای حتی دلم با من هم‌آوایی نداشتآنقدر خوبی که در چشمان تو گم می‌شومکاش چشمان تو هم اینقدر زیبایی نداشت! این منم پنهانترین افسانه‌یِ شبهای توآنکه در مهتاب باران شوقِ پیدایی نداشتدر گریز از خلوت شبهایِ بی‌پایان خودبی تو اما خوابِ چشمم هیچ لالایی نداشتخواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنمزیر بارانِ نگاهت شعر معنایی نداشتپشت دریاها اگر هم بود شهری هاله بودقایقی می‌ساختم آنجا که دریایی نداشتپشت پا می‌زد ولی هرگز نپرسیدم چرادر پس ناکامیم تقدیر جاپایی نداشتشعرهایم می‌نوشتم دستهایم خسته بوددر شب بارانی‌ات یک قطره خوانایی نداشتماه شب هم خویش می‌آراست با تصویرِ ابرصورت مهتابی‌ات هرگز خودآرایی نداشتحرفهای رفتنت اینقدر پنهانی نبودیا اگر هم بود ، حرفی از نمی آیی نداشتعشق اگر دیروز روز از روز‌گارم محو بوددر پسِ امروز‌ها دیروز، فردایی نداشتبی تواما صورت این عشق زیبایی نداشتچشمهایت بس که زیبا بود زیبایی نداشت

دیدگاه  •   •   •  1392/05/14 - 19:08
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ