یافتن پست: #دلم

saman
saman
در CARLO
غم دریا دلان را با که گوییم / کجا غمخوار دریا دل بجوییم

دلم دریای خون شد در غم دوست / چگونه دل از این دریا بشوییم . . .
آخرین ویرایش توسط saman در [1392/04/10 - 17:08]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 17:05
+6
saman
saman
در CARLO
ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت / ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت

ای کاش یکی می آمد و غم ها را / از قلب اهالی زمین بر میداشت . . .
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 16:14
+2
saman
saman
در CARLO
حرف های دلم را هرگز کسی نمیفهمد ٫

فقط روزی مورچه ها خواهند فهمید !

روزی که در زیر خاک گلویم را به تاراج میبرند
دیدگاه  •   •   •  1392/04/10 - 13:55
+6
مهسا
مهسا
آخرین ویرایش توسط maahsaa در [1392/04/9 - 20:08]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 20:07
+3
saqar
saqar
در CARLO
“ﺩﻟﻢ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻘﺐ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻡ… ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺍﻧﻢ… ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻧﮕﺬﺍﺭﻡ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﯿﺎﯾﻨﺪ…”
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 20:02
+4
saman
saman
رو دلم پا میذارم واسه از تو بریدن

واسه جدایی از تو و به ازادی رسیدن

دیگه شایسته نیستی واسه قلب صمیمیم

من که ازت گذشتم تو تنهایی نشستم

گاهی تنهایی خوبه واسه مرهم زخمها

دیگه این دل زخمیم نمیشه رام حرفات

میگی پشیمونی و بازم با دیگرونی

میگی میری از اینجا دلمو میسوزونی

اره لیاقت تو همون کسایی هستن

که قلبتو دزدیدن بعدم زدن و شکستن

شدی مثل پارادوکس دوستم داری یا نداری؟

خودتم نمیدونی میخوای بری یا بمونی

تو دنیای کوچیکت جای چشمای من نیست

میرم با دل تنهام خودت خواستی یادت نیست؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:24
+5
saman
saman
تو از عشق حرف نزن معنی عشقو نمیدونی

میگی دوستم داری اما میری و نمیمونی

اره میری ولی غم تو دلم اسیره سخته

شاید قسمت اینه اون که برات میمیره رفته

فقط وقتی میری نگو که کار روزگاره

قشنگیش همینه عشقت تو رو تنها میذاره

تو از عشق حرف نزن عشق معنی تازه نداره

میخوای بری برو دوست داشتن اندازه نداره

برو تو البوم خاطره هام عکساتو بردار

باید یادم بره عشقت همین بود بی کم و کاست

باید یادم بره روزای خوب و شاد برفی

باید یادم بره هر چی که میگفتی هر حرفی

خودت یه روز میای شاید یه ماه شاید یه سال یه قرن دیگه

بدون من چشم به راهتم ته قصه همینه
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:19
+4
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 16:12
+5
saman
saman
دعا کن دعام بگیره اگه حتی خیلی دیره

برای از تو گذشتن دل من دیگه اسیره

دعا کن دعام بگیره تو نری و بی وفا شی

دعا کن دعام بگیره نری و از من جدا شی

این تموم ماجرا نیست بی تو این لحظه ها خالیست

دعا کن دعام بگیره عشق من که ادعا نیست

بیا و به این شکسته بی ترحم باز تو رو کن

بیا با ناز قدمهات دلمو تو زیرو رو کن

عزیزم به جون چشمات عشق تو کرده اسیرم

بیا تا با چشم مستت کمی ارامش بگیرم

تموم خاطرت این شد یه دعا یه دنیا غصه

دلی که به انتظارت عمری منتظر نشسته
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:28
+3
saman
saman
در CARLO
ببین این رنج و سختیها برای تو چه اسونه

دل سنگت ولی از عشق چرا چیزی نمیدونه؟

شراب خانگی دیگه به عشق تو شدست مرهم

برو پیمانه را خون کن که قلبم پر شدست از غم

حالا پیمانه پیمانه غم عشقت سرازیره

در این ثانیه ی اخر دلم پای تو میمیره

بی تو ای واپسین عشقم همه دنیا چه بی رنگ است

فراقت را تحمل نیست چرا اخر دلت سنگ است؟

شبی با تو سحر کردن می ارزد بر همه شبها

بیا ای که غم عشقت شده زیباترین غمها

بیا یک بوسه مهمان کن دل بی هم صدایم را

در این شبهای تنهایی ستاره شو هوایم را

بی تو من غرق تنهایی به لبخند تو اندیشم

به ان ثانیه که رفتی واسه همیشه از پیشم

حالا اغوش من بی تو چه سرد و از تو بیگانست

خداحافظ دگر بی تو تمام هستی افسانست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/9 - 15:14
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ