یافتن پست: #دلم

maryam
maryam
دلم گرفته از آدمهایی که می گن دوستت دارم، اما معنی شو نمی دونن،
از آدمهایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تو نیستن،
از اونایی که زیر بارون برات می میرن و وقتی آفتاب می شه همه چیز یادشون می ره.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:40
+2
نيلوفر
نيلوفر
دلم مي گيرد
وقتي در درونم
بزرگ مي شوي...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 19:17
+6
nahid
nahid
ليلي ، تشنه تر شد

ليلي گفت : امانتي ات زيادي داغ است . زيادي تند است.
خاكستر ليلي هم دارد مي سوزد، امانتي ات را پس مي گيري؟
خدا گفت: خاكسترت را دوست دارم، خاكسترت را پس مي گيرم.
ليلي گفت : كاش مادر مي شدم، مجنون بچه اش را بغل مي كرد.
خدا گفت: مادري بهانه عشق است، بهانه سوختن، تو بي بهانه عاشقي، تو بي بهانه مي سوزي.
ليلي گفت: دلم زندگي مي خواهد ، ساده ، بي تاب، بي تب.
خدا گفت: اما من تب و تابم ، بي من ميميري...
ليلي گفت : پايان قصه ام زيادي غم انگيز است، مرگ من ، مرگ مجنون،
پايان قصه ام را عوض مي كني؟
خدا گفت: پايان قصه ات اشك است. اشك درياست،
دريا تشنگي است و من تشنگي ام، تشنگي و آب. پاياني از اين قشنگ تر بلدي؟
ليلي گريه كرد. ليلي تشنه تر شد.
خدا خنديد.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:28
+5
hosein
hosein
دلم گرم خداونديست كه با دستان من گندم براي ياكريم خانه ميريزد.چه بخشنده خداي عاشقي دارم كه ميخواند مرا باآن كه مي داندگنهكارم.ميدانم بدون لطف او تنهاي تنهايم..... برايتان من خدارا آرزو دارم...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 18:21
+5
saeed
saeed
نمی‌دانم دلم تنگ است

دلم در آرزوی یک نگاه پاک وبی رنگ است

نگاه آسمانم دیگر آبی نیست

شبم تیره فروغ ماهتابی نیست

کویرم تشنه

باغم خشک

به چشم چشمه سارم دیگر آبی نیست
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 16:14
+1
ali rad
ali rad
قلمم شاعر اشعار من است / بیچاره دلم ،گوش بفرمان من است
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 14:23
+1
ali rad
ali rad
چه خوش خیال است!
فاصله را می گویم!!
به خیالش تو را از من دور کرده....
نمی داند تو جایت امن است؛
اینجا......
میان دلم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:23
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
در میان گونه گونه مرگ ها

تلخ تر مرگی ست، [!]گ ها

زان که در هنگامه ی اوج و هبوط

تلخی مرگ ست با شرم سقوط

وز دگر سو٬ خوش ترین مرگ جهان٬

-زانچه بینی٬ آشکارا و نهان-

رو به بالا و ز پستی ها رها

خوش ترین مرگی ست، مرگ شعله ها ...

شعر از شفیعی کدکنی
14 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:15
+9
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب سرديست و من افسرده
راه دوريست و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي کنم تنها از جاده عبور
دور ماندن ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غمها
فکر تاريکي و اين ويراني
بي خبر آمد تا مرد دل من
قصه ها ساز کنم پنهاني
نيست رنگي که بگويد با من
اندکي صبر ، سحر نزديک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است
خنده اي کو که به دل انگيزم
قطره اي کو که به دريا ريزم
صخره اي کو که به دام آويزم
مثل اينست که شب نمناک است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليک غمي غمناک است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چقدر تاريک است
اندکي صبر ، سحر نزديک است.
.............................
پ.ن.اخ که این شعر با صدای محمد اصفهانی چی میشه
پ.ن.اخ چرا امشب دلم هوس غزل و حافظ و پیاده وری کرده؟
4 دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 01:06
+6
maryam
maryam
دلم به بهانه همیشگی گریست….بگذار بگرید وبداند

هر آنچه خواست همیشه نیست

بـی قـرار هیـچ قـراری نبـوده ام مگـر

قـراری کـه باتــــو داشتم و هـرگـز نیـامـدی
دیدگاه  •   •   •  1391/01/1 - 15:55
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ