یافتن پست: #دلم

*elnaz* *
*elnaz* *
حالا میفهمم وقتی نخواهی کسی ، یا چیزی را ببینی ..یعنی چـــــــــــــه ؟! معنی خوبی ندارد.... دلم برای روزهایی که هنوز دلم میخواست که ببینمش.. تنگ شده... آدم بدی شده ام .... مثل او که مدتها پیش آدم بدی شد..... دیگر برایم فرقی ندارد ... به قول خودم : مهم نیست ..............!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:16
+1
reza
reza
ما مـــرد هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ریشى دارد!!!
گاهی دلگیراز بی وفایی ها ، اما دلمان دریــــاست!
جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!!
... ما با همــــان دستان پهن و زبرتو را نوازش میكنیم!!!
دریایی از گرفتاری هم باشیم ،ولی..
با همان صورت ناصاف و ناملایم تو را میبوسیم ونوازشت میکنیم..
تا تو آرام شوى!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد نخوان!!!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتمان رانسنج!!!
فقط به ما دلت را بده تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!
فقــــط با ماروراست باش تا دنیا را به پایت بریزیم ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:16
+2
ronak
ronak
اس ام اس یک گل پسر :

عزیزم ، خوبی ؟!

دلم واست تنگ شده

همش دارم به تو فک میکنم گفتم یه اس بهت بدم ببینم در چه حالی!

Send to»»» سپیده ، روشنک ، آناهیتا ، سمانه ، آتنا ، مریم , بتول !
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 22:07
+5
شاهین
شاهین
سلام بچه ها حالتون چطوره دلم براتون تنگشده بود همگی خوبید؟{-35-}{-35-}{-41-}{-41-}{-41-}
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 21:38
+3
ronak
ronak
گاهی شعر ها هم برایم ناز می کنند
گاهی آنها هم دست نیافتنی می شوند..
می دانی چه وقت ؟!
وقتی بو می برند که دلم در هوای تو می سُراید ..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:44
+5
نقش
نقش پایی مانده بود از من، به ساحل، چند جا
ناگهان، شد محو، با فریادِ موجی سینه سا!
آن که یک دم، بر وجود من گواهی داده بود،
از سر انکار، می پرسید: کو؟ کی؟ کِی؟ کجا؟
ساعتی بر موج و بر آن جای پا حیران شدم
از زبان بی زبانان می شنیدم نکته ها:
این جهان: دریا، زمان: چون موج، ما: مانند نقش،
لحظه ای مهمانِ این هستی دِهِ هستی رُبا!
یا سبک پروازتر از نقش، مانند حباب،
بر تلاطم های این دریای بی پایان رها
لحظه ای هستیم سرگرم تماشا ناگهان،
یک قدم آن سوی تر، پیوسته با باد هوا!
باز می گفتم: نه! این سان داوری بی شک خطاست.
فرق بسیار است بین نقش ما، با نقش پا.
فرق بسیار است بین جان انسان و حباب
هر دو بر بادند، اما کارشان از هم جدا
مردمانی جانِ خود را بر جهان افزوده اند
آفتاب جانشان در تار و پود جانِ ما!
مردمانی رنگ عالم را دگرگون کرده اند
هر یکی در کار خود نقش آفرین همچون خدا!
هر که بر لوح جهان نقشی نیفزاید ز خویش،
بی گمان چون نقش پا محو است در موج فنا
نقش هستی ساز باید، نقش بر جا ماندنی
تا چو جانِ خود جهان هم جاودان دارد تو را!

(فریدون [!])
آخرین ویرایش توسط hajivandian در [1390/12/27 - 10:28]
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 20:36
+6
ronak
ronak
ایمـــــــــــــــــــان من توئی
تا کافــــــــــــــــر نگشته دلم
تا فرو نریــــــــــــــــــــخته باورم
تا نخندیده شیــــطان به انتـــــــظار کُــــهَنم
رحمی کن و بــــــــــــــیا ........
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 18:33
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
این دست هم
حکم
حکم تو
فقط بازی با دلم را
تمام کن …..!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 16:21
+4
aB'Bas S
aB'Bas S
در Romantic
بهار اومد كه من شيدا بگردم چو ماهى بر لب دريا بگردم
پلنگ در كوه و اهو در بيابان همه جفتند و من تنها بگردم

سه روز رفته اى سي روز حالا, سه روز رفته اى سي روز حالا زمستون رفته اى نوروز حالا يار

تو كه گفتي برو صد سال ديگر, تو كه گفتي برو صد سال ديگر نگيرم غير تو من يار ديگر يار

سر سالى نشد يارى گرفتى, سر سالى نشد يارى گرفتى زبانت با من و دل جاى ديگر يار
دلم مى خواهد كه با تو يار باشم, دلم مى خواهد كه با تو يار باشم چو دونه در ميان نار باشم يار

چو دونه در ميان نار شيرين, چو دونه در ميان نار شيرين
چو بلبل محرم گلزار باشم يار
به دستمالم گل بادام دارم, به دستمالم گل بادام دارم
نه شب خواب و نه روز ارام دارم يار
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 16:00
+6
ronak
ronak
"دل به دلم " ندادی ...
"دست در دستم "هم نگذاشتی ...
" پا به پا "با من نیامدی ...
تو را به خدا برو ..
"سر به سرم " نگذار ...
قولش را به بیابان داده ام ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/21 - 13:42
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ