یافتن پست: #دلم

ronak
ronak
این روزها همه رفیق نیمه راه شده اند
با این تفاوت که دلیل های رفتنشان را...
در بسته های شکیل و فانتزی
با محبت....
تقدیمت می کنند
شیک ترینشان روی دلم مانده
" دوستت دارم... رهایت می کنم فقط به خاطر خودت"!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 15:52
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
سلام سلام.....عاشق همتونم
5 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 14:04
+5
sasan pool
sasan pool
یکی دیگه از راه رسید و تو راحت میمیری براش/حالا من چجوری جای خالیتو باور کنم
موهات وقتی پریشونه/قلبم داغون داغونه
گفتم به قلب دیونه /دیدی پیشت نمیمونه نمیمونه
اونی که آمده و عشق تو رو از من میگیره/نمیدونه از ندیدنت چقدر دلم میگیره
نمیدونه عشقت از سرم نمیره
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 12:18
+1
kian
kian
غم انگیزتر از خانه های بدون پنجره

پنجره هایی هستند که رو به دیوار باز میشوند . . .
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:56
+2
hadith
hadith
من "تو" را به دلم قول داده ام...

نگذار بدقول شوم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:18
+6
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
غم که می آید در و دیوارها شاعر می شود
در تو زندانی ترین رفتار شاعر میشود
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خط کش و نقاله و پرگار شاعر میشود
تا چه حد این حرف را میتوانی حس کنی؟
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم!
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود
باز میپرسی چطور اینگونه شاعر شد دلت؟
تو دلت را جای من بگذار شاعر میشود!
گرچه میدانم نمیدانی چه دارم میکشم
از تو میگوید دلم هر بار.شاعر میشود
دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 01:12
+5
*elnaz* *
*elnaz* *
دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم؟

پسر: آره عزیز دلم

دختر: منتظرم میمونی؟

پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند

پسر: منتظرت میمونم عشقم

دختر: خیلی دوستت دارم

پسر: عاشقتم عزیزم

بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت هوشیاری خود را به دست می آورد

به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد

پرستار: آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی

دختر: ولی اون کجاست؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت

پرستار: در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت: میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟

دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد: آخه چرا؟؟؟؟؟؟ چرا به من کسی چیزی نگفته بود

و بی امان گریه میکرد

پرستار: شوخی کردم بابا رفته دستشویی الان میاد
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/20 - 00:39
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
پایان هر چه بادا باد
خویشتن را به ستیغ عشق سپردم
آغازی دلهره آور
اما چگونه شد؟
که اینگونه پا به رکاب عشق.شتابناک راندم؟
سیطره ی چشمان پر نفوذ تو..در اعماق قلبم
و در هزار توهای دلم محبت تو را جاری دیدم
ای آنکه با دل بی گانه ام آشنایی
پایان هر چه بادا باد
تو را دوست می دارم
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 22:36
+5
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
دلم گرفت از این شب..خواب های خوب ببینید
خدانگهدارتون{-38-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 22:00
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
چقدر دلم هوای نوشتن کرده است
هی واژه ها میان تو ذهنم و
هی من نیاز به نوشتن رو پس میزنم...
با خودم می گفتم:همه ی حرفهام یادم می مونه!
مگر حرف دل از یاد میره!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 21:34
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ