یافتن پست: #دلم

رضا
رضا
من از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم و کسی باور نمیدارد که من تنهاترین تنهای این تنهاترین شهرم تنم بوی علف های غروب جمعه را دارد دلم میخواهد از تنهاترین شهر خدا یک قصه بنویسم و یا یک تابلوی ساده که قسمت را در آن آبی کنم حرف دلم را سبز و این دنیای تنهایی بماند یادگار خستگی هایم و میدانم که هر چشمی نخواهد دید شهر رنگی من را چرا که شهر من یک شهر نقاشی است...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 12:09
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
این هم ازیک عمر مستی کردنم/سالها شبنم پرستی کردنم/ای دلم زهرجدایی را بخور/چوب عمری باوفایی را بخور/ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت/خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت/من که گفتم این بهار افسردنیست/من که گفتم این پرستورفتنیست/آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست،هم شکستم داد دل
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 01:53
gha3m
gha3m
همیشه واسه شــادی دنبال بهونه ایم ولی نمی دونم چرا دلمون انقدر راحت و بی بهــــونه می گیره !!؟
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 00:25
+2
gha3m
gha3m
به سلامتی عشق های قدیمی بااینکه خاک خوردن تو طاقچه دلمون ولی فراموش نشدن
غریــــبه بود...آشـــــــنا شد
عـــــادت شد
عــــــــشق شد
هســـــــتی شد
... روزگـــــــار شد
خســـــــــته شد
بی وفـــــــــا شد
دور شـــــــــــد
بیـــــــــگانه شد
حــــــــــسرت شد
فراموش نـــــــــــشد...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 00:23
+2
gha3m
gha3m
دلم... نه عشق آتشين ميخواهد! نه دروغ هاي قشنگ!!! نه سکوت تلخ شاعرانه!! نه ادعاهاي بزرگ! ... نه بزرگي هاي پر ادعا!!! . . . . . دلم ميخواد الان برم بخوابم...
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 00:15
gha3m
gha3m
دلم میخواد فقط یه بار برم نشست سازمان ملل ، برم برا سخنرانی پشت تریبون ، فقط یه جمله بگم بگم : ایرانی ها خیلی خستن ، سر به سرشون نذارید ..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/9 - 00:12
+1
elahe
elahe
امروز آمده و هنوز به یاد دیروزم، بی تاب و بی قرارم، هنوز دارم به عشقت میسوزم دیروز رفته و دلم کجای کار است ، نمیدانم دلت هنوز به یاد دل من است میسوزم و میسازم و گله ای ندارم از این لحظه ها ، این تقدیر من است با همین حال و روزم هدر رفت تمام سالها میدانم فردا می آید و من مثل امروزم ،مثل امروز که در حسرت دیروز نشسته بودم ، مثل دیروز که عاشقت شده بودم ، عاشق شده بودم و از این روزها بی خبر بودم ، نمیدانستم تو میروی ، چقدر من خوش خیال بودم…
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 22:50
+8
ronak
ronak
در Romantic
دست من به کودکی هایم نمی رسد ! اگر دستت رسید ، قدری نوازشش کن ؛ دلم هوای بهانه ی کودکی دارد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 19:18
+5
ronak
ronak
در Romantic
من منتظرت شدم ولی در نزدی / بر زخم دلم گل معطر نزدی / گفتی که اگر شود می آیم اما / مرد این دل و آخرش به او سر نزدی .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:57
+4
ronak
ronak
در Romantic
دلم یک دیوانه میخواهد که تا صبح با او ، از غم های خود بگویم و او تا سحر به غمهایم بخندد !
دیدگاه  •   •   •  1390/11/8 - 18:44
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ