رضا
من از دلواپسی های غریب زندگی دلواپسی دارم و کسی باور نمیدارد که من تنهاترین تنهای این تنهاترین شهرم تنم بوی علف های غروب جمعه را دارد دلم میخواهد از تنهاترین شهر خدا یک قصه بنویسم و یا یک تابلوی ساده که قسمت را در آن آبی کنم حرف دلم را سبز و این دنیای تنهایی بماند یادگار خستگی هایم و میدانم که هر چشمی نخواهد دید شهر رنگی من را چرا که شهر من یک شهر نقاشی است...
Mohammad Mahdi
این هم ازیک عمر مستی کردنم/سالها شبنم پرستی کردنم/ای دلم زهرجدایی را بخور/چوب عمری باوفایی را بخور/ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت/خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت/من که گفتم این بهار افسردنیست/من که گفتم این پرستورفتنیست/آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست،هم شکستم داد دل
gha3m
همیشه واسه شــادی دنبال بهونه ایم ولی نمی دونم چرا دلمون انقدر راحت و بی بهــــونه می گیره !!؟
gha3m
به سلامتی عشق های قدیمی بااینکه خاک خوردن تو طاقچه دلمون ولی فراموش نشدن
غریــــبه بود...آشـــــــنا شد
عـــــادت شد
عــــــــشق شد
هســـــــتی شد
... روزگـــــــار شد
خســـــــــته شد
بی وفـــــــــا شد
دور شـــــــــــد
بیـــــــــگانه شد
حــــــــــسرت شد
فراموش نـــــــــــشد...
gha3m
دلم... نه عشق آتشين ميخواهد! نه دروغ هاي قشنگ!!! نه سکوت تلخ شاعرانه!! نه ادعاهاي بزرگ! ... نه بزرگي هاي پر ادعا!!! . . . . . دلم ميخواد الان برم بخوابم...
gha3m
دلم میخواد فقط یه بار برم نشست سازمان ملل ، برم برا سخنرانی پشت تریبون ، فقط یه جمله بگم بگم : ایرانی ها خیلی خستن ، سر به سرشون نذارید ..