دلـــ♥ـم را بر دوشم مــے گذارم... مــے روم... باید ڪمــے صبر ڪنــے ، تا قیمتــے شوم!!! زیر خاڪــے شدن وقت مــے خواهد ...............تـــــو هم ............... زمزمہ هاــے نامهربان ــے ات را آرام تر بگو، یک وقت دیدــے صدایت را باد نہ ... خاڪ بہ گوشم رساند... و دلم ترڪ خورد دل است دیگر... رو ــےخاڪ... زیر خاڪ نم ــے شناسد... مــے شنڪد...
گفت:آرامش گفتم:دلم برایش تنگ است گفت:مگر نداری؟ گفتم:داشتم باد آن را با خود برد گفت:من در کنارت هستم پس داری سرم را بلند کردم خدا را در کنارم دیدم که لبخند بر لب داشت آن هنگام بود که دانستم آرامش همیشه با من است...