شــــادم به رویایی که ... محقـــق نمیشود ! منتظر خبــــری هستم که ... نمــــی آید ! دلخوشم به حـــــرفی که ... نمــــیزنی ! آدم گاهــــی به هـــزار دلیل زنده است و هیچ دلیـــلی برای زنده بودن ندارد !!
پنجره وقت دارد چشم در چشم كوچه بگشاید.. صندلی وقت دارد زیر پای میز بنشیند .. ساعت وقت دارد بر در و دیوار تكیه كند.. برای من و این چای دم كشیده اما بختی نیست .... كدر می شویم اگر تو نیایی.....
دۅبارס دلم لبریز از ڪـلمات مبهم شد باز دفتر قلبم را ۅرق میزنم....دلم هۅاےِ نۅشتـטּ میـڪـند......
عالم تنهایـے هم دنیایـےست براےِ خۅدش!! گاهــے بے دلیل میخندےِ ، گاهـے بے حواس چشمانت را میبندےِ ۅ بـﮧ خۅاب میرۅےِ بدۅن اینکـﮧ نگراטּ صداےِ زنگـے باشـے ... گاهــے هم چند قطرס اشڪ سرد رۅےِ گۅنـﮧ هایت احساس میڪـنـے دستت را ڪـﮧ رۅےِ گونـﮧ هایت میـڪـشـے آنۅقت میفهمــے خۅدت هم هستــے !!
بعضـے ۅقت ها ڪـﮧ دلم میگیرد ۅ دیگر از هیچ چیز خۅشم نمـے آید، میرۅم ۅ مۅزیـڪ ملایمــے میگذارم، مۅهایم را شانـﮧ میزنم؛ ۅ یڪ نۅشیدنــے گرم ... بعد دستم را رۅےِ شانـﮧ ام میگذارم
چه اندازه خدا نزدیک است! و به قول سهراب: پای آن شب بوهاست نفس گرم خدارا هر روزپشت پرچین دعا میشنویم... چه دقیق آمده ایمخانه دوست همین جاست همین نزدیکی است... به گمانم پشت دیوار نگاه من و توست بخدا هیچ دلی تنها نیست...