mary jun
حکایت من...
حکایت کسی بود عاشق دریا بود اما قایقی نداشت...
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت....
حکایت کسی بود ک زجر کشید اما ضجه نزد...
زخم داشت اما ننالید...
گریه کرد اما اشک نریخت....
حکایت من حکایت کسی بود ک...
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود....
حکایت کسی بود عاشق دریا بود اما قایقی نداشت...
دلباخته سفر بود اما همسفر نداشت....
حکایت کسی بود ک زجر کشید اما ضجه نزد...
زخم داشت اما ننالید...
گریه کرد اما اشک نریخت....
حکایت من حکایت کسی بود ک...
پر از فریاد بود اما سکوت کرد تا همه ی صداها را بشنود....










