یافتن پست: #دل

melika
melika
میگویند :

به زن نباید بال و پر داد ؛

میپرد !

اما ....

زنان فقط پرواز های عاشقانه را دوست دارند ،

بی دلیل نمیپرند ... !!!
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 15:25
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 15:23
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 15:21
+3
melika
melika


دلم تنگ است برای کسی که نمی داند...



نمی داند که بی او به دشت جنون می رود دلم...



می دانم که اگر نزدیکش شوم، دور خواهد شد....



پس بگذار که نداند بی او تنهایم...



دور میمانم که نزدیک بماند...
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 15:07
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یار
یار من برده قرارم بیقرارم بیقرار
عاشق پروردگارم عاشق پروردگار
مست بیرون از مدارم مست بیرون از مدار
یا حبیبی کاسه ای از هر دو دستت
تا که دل بازم به ناز چشم مستت
یک نگاهی کن که گردم مست مستت
ای دو عالم جلوه ای از ناز شستت
مست مستم ساقیا امشب به فریادم برس
بی می و ساغر نخواهم در دو عالم یک نفس
جز دو چشمانت نباشد هیچ کس فریاد رس
روی زیبایت نبیند دیده ی هر بلهوس
عاشقم بر سر گذشت عاشقی کز سر گذشت
چون از سرگذشت افسانه شد هر سر گذشت
از عشق تو دیوانه ی دیوانه ام
گرد شمع روی تو پروانه ی پروانه ام
تا تو مهمان دلم گردیده ای ویرانه ام
هر کجا ساقی تو هستی ساکن میخانه ام
عاقبت از عشق رویت سر به صحرا می نهم
پای دل را بر سر دنیا و عقبا می نهم
نیست ما را جز دلی مشتاق دیدار یار
سفره ی دل را به پیش چشم مولا می نهم
من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یار

عاشق رخسار یارم عاشق رخسار یار
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:58
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

دلت تنگ یک نفر که باشد

تمام تلاشت را هم که بکنی تا خوش بگذرد
و لحظه ای فراموشش کنی فایده ندارد...
تو دلت تنگ است...
دلت برای همان یک نفر تنگ است...
تا نیاید...
تا نباشد...
تو هنوز دلتنگی

دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:53
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

این خطو این نشان…
که دلت به هیچکس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد..
برای شیطنتام …
برای خندیدنم …
برای نگاه کردنم …
برای حرف زدنم …..برای تمامی لحظه هایی که کنارم داشتی…
دلت برای اینها تنگ خواهد شد…شک ندارم …سلام مرابه روزهای خوشت برسان…
روی خوش غرورت و لجبازیت و ببوس..
حرفهای دردل مانده ی من هم بلند بلند سلام می رسونند.
وعدهی دیدارمان راس ساعت پشیمانی…

دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
تــَمآم هوآ رآ بو مـے کشم چشم مـےدوزم زل مـے زنم… انگشتم رآ بر لبآטּ زمیـטּ مے گذآرم: ” هــــیس… !مـے خوآهم رد نفس هآیش بـﮧ گوش برسد…!” امآ…! گوشم درد مـےگیرد از ایـטּ همـﮧ بـے صدآیـے دل تنگـے هآیم را مچالـﮧ مـے کنم و پرت مـے کنم سمت آسمآטּ! دلوآپس تو مـے شوم کـﮧ کجآے قصـﮧ مآטּ سکوت کرده ایـے کـﮧ تو رآ نمـے شنوم
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:47
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/10/7 - 14:37
+2
melika
melika


دلم میخواد راننده ماشین پلیس بشم؛بلندگو بگیرم دستم بگم :


راننده پژو حرکت کن!


مگان!! سرت رو بنداز پایین ! مگه خودت خواهر مادر نداری !؟


ماکسیمای مشکی ؟ شیطون دخترای قشنگی سوار کردی!؟


206 صندوق دار آهنگت خیلی قدیمیه...عوضش کن... !؟


...بنز مشکی ... بنننننننز ... فخر می فروشی ?!! بزن بغل

3 دیدگاه  •   •   •  1392/10/6 - 19:43
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ