یافتن پست: #دل

sara
sara
در CARLO
بـه سـلامتي اونـي که
وقـتي دل بـسـت
تــا آخـرش در رو , روي هـــمــه بـسـت.....!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:44
+3
sara
sara
در CARLO
دلـَ م را به شیشه ے عطرهآیم خوش کرده اَم
همآن هآیے که هر کدامشان ،
یک / خاطــِره / را برایم تداعے مے کنند ؛
یک با هم بودن را …
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:42
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
نمی دانم چرا هر چه عاشق و عاشق تر می شوم...



ترسوتر و ترسوتر هم می شوم...



شاید دلیلش ترس از روزیست که تو را از دست بدهم...



ترس از زمانیست که برایت بهترین نباشم...



ترس از لحظه ایست که دیگر دوستم نداشته باشی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:30
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
به جرم وسوسه،
چه طعنه ها که نشنیدی حوا ...!
پس از تو ،
همه تا توانستند آدم شدند ...!!!
چه صادقانه حوا بودی ؛
و چه ریاکارانه آدمیم ...
“مشغول دل” باش , نه”دل مشغول”
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:26
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
وعشق...
چرابایدعاشق بشیم چراعاشق میشیم؟؟همه میگن اه اه عشق چیه كشكه دوغه چراچون عاشق شدندوسرانجام نیافتنداما دیرنمیگذره كه دوباره دلشون اسیرومیشه وهربارهم بخاطرتجربه داشتن گره این قلاده رامحكم ترمیبندد!وهمه مشكلات عقل ماست وگرنه عشق وجفت یابی درتمام جاندران یكسانه وگاهی درجانوران چنان وفا دارانه است كه اعجاب انگیزه!هروقت ازبودن دركنارهمتایی هیجان زده شدی وقلبت تندزدمیتونه گزینه ونامزدعشق باشه واین قانون طبیعته!اما قانون انسانی دربند زر و جاه شده وگاهی خودسوزی میكنه!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:14
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

از تنهـــاییت دلگیــر نبـــاش و هیـــچ وقت آن را با کســـی قسمت نکـــن مردم ایــن شهـــر تـــن/هـــا دادند تا تنهــــــا نمـــــــانند ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 12:09
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اعتراف میکنم
تنها دلیلی که منو مجبور میکنه
هرشب مسواک بزنم
سفید موندن دندونامه ، نه سالم موندنشون !

شما چطور !؟
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
زندگیِ من آرام می گذشت. اتفاقی نمی افتاد..! تا این که سکوتی تمامِ وجودم را دگرگون کرد! بی صدا آفتابی شد.. و دستِ مرا گرفت و به راهِ نوشتن کشید! آری سکوت! سکوتی که مشحونِ تحمل هاست.. سکوتی که از دنیا بریده است! کاش نبود.. اما وجودِ من آن را شدیدتر می کند. آی..! ای سکوتی که بی رحمانه مرا غرقِ محبت می کنی! نمی خواهم.. محبت نمی خواهم! آی صدای آشنا!... بد آمدی..چند روزی جرقه زدی رفتی. تماشای تو وقت می خواست گوشِ من پاسخی ندید دلم می خواهد صدایت را بشنوم.. همین!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:43
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
حوصله ام برفی ست!
با یک عالمه قندیل دلتنگی,
از گوشه های دلم آویزان!
آهای!
کافی ست ” کمی “ها کنی که ” آب”شوم!….
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:40
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف
نمی رهاند
و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد



سهراب سپهری
دیدگاه  •   •   •  1392/07/2 - 11:02
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ