یافتن پست: #دل

sahar
sahar

دارم یه حس دیرینه که سالها تو دلمه و بهونه میگیره/ تو هم مثل منی چون تو سکوت شب /قصه هات میمیره

دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:29
+6
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


خوبم …! باور کنيد …؛ اشک ها را ريخته ام … غصه ها را خورده ام …؛ نبودن ها را شمرده ام …؛ اين روزها که مي گذرد … خالي ام …؛ خالي ام از خشم، دلتنگي، نفرت …؛ و حتي از عشق …! خالي ام از احساس …


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:26
+5
xroyal54
xroyal54

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد


میخواهی کودک باشی


کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد


و آسوده اشک می ریزد


بزرگ که باشی


باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی

دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:22
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


ﺑﻌﻀﯽ ﻭقت ها شاید ﻗﻴــﺪ ﻃﺮفتو بزﻧﯽ ﺍﻣﺎ ﻭﺍﻗــﻌﺎ ﺩﻝ ﺍﻳﻨﻮ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻮ ﺑﺎ ﻳـﮑﯽ ﺩﻳﮕــــــﻪ ﺑﺒﻴﻨــﯽ ... {-60-}


آخرین ویرایش توسط Edward-Marion در [1392/06/1 - 17:16]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 17:14
+4
xroyal54
xroyal54
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:58
+8
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


وقتی "مجازی" دل بستی! مجازی وابسته شدی! و "مجازی" عاشق شدی ... منتظر روزی باش که "واقعی" دل بکنی! "واقعی" بُـغض کنی! و "واقعی" تنها بمونی ...


دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من هروقت با کسی cut میکنم
سریعن روی یکی از دوستام paste میکنم
که هم اون بدبخت از تنهایی در بیاد
هم این مفلوک لنگ در هوا نمونه :)))))))))
یه همچین آدم دست و دلبازی هستم . بعله
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 16:48
+2
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
سال‌ها یک کمی خاک

که دعایش

دیدن آخرین پله آسمان بود

آرزویش همیشه

پر زدن تا ته کهکشان بود

خاک هر شب دعا کرد

از ته دل خدا را صدا کرد

یک شب آخر دعایش اثر کرد

یک فرشته تمام زمین را خبر کرد

و خدا تکه‌ای خاک برداشت

آسمان را در آن کاشت

خاک را

توی دستان خود ورز داد

روح خود را به او قرض داد

خاک

توی دست خدا نور شد

پر گرفت از زمین دور شد

راستی

من همان خاک خوشبخت

من همان نور هستم

پس چرا گاهی اوقات

این همه از خدا دور هستم

پیش از این

زیر یک سنگ

در گوشه‌ای از زمین

من فقط یک کمی خاک بودم

همین.
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:08
+5
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
خـــــوبــــــــرویان جفا پیشه وفا نیز کنند

به کســــــــان درد فرستند و دوا نیز کنند

پادشــــــــاهان ملاحت چو به نخجیر روند

صید را پـــــــــــــای ببندند و رها نیز کنند

گر کند میل به خـــــوبان دل من عیب مکن

کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند

بــــــوسه ای زان دهن تنگ بده یا بفروش

کاین متـاعیست که بخشند و بها نیز کنند

گر رود نــــام من اندر دهنت نیست عجب

پادشاهان به غلــــــــــــط یاد گدا نیز کنند
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 13:00
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
میخواستم که ولوله برپا کنم ولی ...

با شور شعر محشر کبری کنم ولی ...

با نی به هفت بند غزل ناله سر دهم

با مثنوی رهی به نوا واکنم ولی ...

تا باز روح قدسی حافظ مدد کند

دم می زدم که کار مسیحا کنم ولی ...

فریاد را بکوبم پا بر سر سکوت

یا دست کم به زمزمه نجوا کنم ولی ...

دل برکنم از این دل مرداب وارِ تنگ

با رود رو به جانب دریا کنم ولی ...

این بی کرانه آبی آیینه ی تو را

با چشم تشنه سیر تماشا کنم ولی ...

« باید » به جای « شاید » و « آیا » بیاورم

فکری به حال « گرچه » و « اما » کنم ولی ...

قیصر امین پور
دیدگاه  •   •   •  1392/06/1 - 12:58
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ