یافتن پست: #دل

Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
کاش میشد که کسی می آمد باور تیره ما را می شست

و به ما میفهماند دل ما منزل تاریکی نیست

و اخم بر چهره بسی نا زیباست

بهترین واقعه همان لبخند است

کاش میشد که به انگشت نخی می بستیم

تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 01:04
+4
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi


صداي تو از جسم آرامشه ... نزار حس آرامشم گم بشه ... صدام كن تا قفل دلم بازشه ... صدام كن تا عشق آغازشه ...


دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 00:51
+7
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 00:15
+8
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/05/4 - 00:03
+8
saqar
saqar
در CARLO
بزن به سلامتی حرفهای دلت که به کسی نگفتی....
بزن به سلامتی اینکه کوه درد بودی ولی دم نزدی.....
بزن به سلامتی تنهایی هات ولی تنهایی رو دوست نداشتی...
بزن به سلامتی ارزوهایی که نتونستی لمسشون کنی.....
بزن به سلامتی عشقی که طالعش به اسمت نبود ولی هنوزهم دوسش داری....
بزن به سلامتی شبهایی که تو تنهاییهات گریه کردی ولی نمیدونستی برای چی....
بزن به سلامتی دوست و ادمهایی که از پشت خنجر زدن...
هنوز مست نشدم نگاه می کنم به انتهای شیشه و اخرین پیکم ولی هنوز حرف دارم..
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 20:06
+9
saqar
saqar
در CARLO
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 19:48
+7
saqar
saqar
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 19:34
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

دلم از نرگس بیمار تو  بیمارتر است
چاره کن  دردکسی کز همه ناچارتر است

من بدین طالع برگشته چه خواهم کردن

که زمژگان سیاه تونگون سارتر است

گر توام وعده ی دیدار ندادی امشب

پس چرا دیده ی من از همه بیدارتر است

هر گرفتار که در بند تو می نالد زار
می برد
حسرت صیدی که گرفتار تر است

عقل پرسید که دشوارتراز مردن چیست

عشق فرمود
فراق ازهمه دشوارتر است

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 19:22
+3
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگیم می فهمید

و خدا می داند

که سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود
دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 19:19
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ازم پرسید به خاطر کی زنده هستی؟ با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو"، بهش گفتم : "بخاطر هیچکس" پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟ با اینکه دلم داد می زد "به خاطر دل تو"، با یه بغض غمگین بهش گفتم "بخاطر هیچّی" ازش پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟ در حالی که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هیچ زنده است

دیدگاه  •   •   •  1392/05/3 - 19:13
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ