یافتن پست: #دل

sanaz
sanaz
در CARLO
ه حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر شعرم نشکفته خشکید !
به حرمت اشک ها و گریه های سوزناکم. نه تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی !
میبنی قصه به پایان رسیده است و من همچنان در خیال چشمان زیبای تو ام که ساده فریبم داد!
قصه به آخر رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم !
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:04
+6
sanaz
sanaz
در CARLO
می دونی دل عاشق در مقابل دل معشوق بی دل ، مثل چیه ؟
دل عاشق مثل یه لامپ مهتابی سوخته است .
دلتو می اندازی زمین . جلوی پای دلبرت . می بینتش . سفیدی و پاکیشو . میبینه چقدر ظریفه. می بینه که فقط واسه اونه که می تپه .
فکر میکنین معشوق بی دل چی کار می کنه ؟
میاد جلو . جلو و جلوتر . به دل عاشقش نگاه می کنه . یه قدم جلوتر میذاره .
پاشو میذاره روش . فشارش می ده و با نهایت خونسردی به صدای خرد شدن دل عاشقش گوش می ده .
می دونید فرق دل عاشق با اون لامپ مهتابی چیه ؟
دل عاشق میشکنه ، خرد می شه . نابود میشه . ولی آسیبی به پای معشوق بی دل نمی رسونه . پاشو نمی بره و زخمی نمی کنه . بلکه به کف پاهای قاتلش بوسه می زنه.
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 20:01
+6
sanaz
sanaz
در CARLO
هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره
میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دلمو از قلم انداخت،اونکه صاحب دلم بود
منو دوس داشت ولی انگار،اندازش یه ذره کم بود
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:57
+7
sanaz
sanaz
در CARLO
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:51
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه تا دهنشو وا میکرد آب می رفت تو دهنش نمی تونست بگه …
دست کردم تو آکواریوم درش آوردم شروع کرد از خوشالی بالا پایین پریدن …
دلم نیومد دوباره بندازمش اون تو ، اینقده بالا پایین پرید خسه شد خوابید …
دیدم بهترین موقع تا خوابه دوباره بندازمش تو آب ولی الان چند ساعته بیدار نشده ، یعنی فکر کنم بیدار شده دیده انداختمش اون تو قهر کرده خودشو زده به خواب … مگه نه ؟؟؟
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:48
+1
sanaz
sanaz
در CARLO
ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست

از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:48
+5
saqar
saqar
در CARLO
· To fall in love.
عاشق شدن
· To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد كه دلتون درد بگيره
· To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينكه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد
· To go for a vacation to some pretty place.
به يه جاي خوشگل بريد براي مسافرت
· To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد
· To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بريد و به صداي بارش بارون گوش بديد
· To leave the! shower and find that the towel is warm.
از حموم كه اومديد بيرون ببينيد حو لتون گرمه !
· To clear your last exam.
آخرين امتحانتون رو پاس كنيد
· To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.
يه كسي كه معمولا' زياد نميبينينش ولي دلتون مي خواد ببينيد بهتون تلفن كنه
· To find money in a pant that you haven't used since last year .
توي يه شلواري كه تو سال گذشته ازش استفاده نمي كرديد پول پيدا كنيد
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:46
+4
saqar
saqar
در CARLO
آيا ميدانيد لايك كردن باعث كوتاه شدن عمر شما نميشود؟!

آيا ميدانيد لايك كردن فقط چند ثانيه طول ميكشد؟!

آيا ميدانيد لايك كردن باعث شادي دل نويسنده و بالارفتن انگيزه وي ميشود؟!

و1 در اين دنيا و 100 در آخرت ثواب دارد؟!

آيا ميدانيد خرابي ماوس به خاطر لايك كردن نميباشد؟!

اگه همه اينها رو ميدوني پس لايك كن ديگه!!

عــــــــــــــــــه !!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:31
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
خاک اجدادی من عشق مقدس، وطنم
با همین ترانه هام به قلب دشمن می زنم
آخه گرگای گرسنه تو کمین خاکتن
دستاشون تو حسرت یه ذره خاک پاکتن
تو کوچه پس کوچه هات همیشه ترس سایه بود
وطن استقامتت، تصنیف فریاد و سرود
سرزمین حافظ و سعدی و نیمایی وطن
میهنِ مقدسِ بو علی سینایی وطن
تو برام فراتر از یه سرزمین و کشوری
تو دلِ تو جون گرفتم، تو برام یه مادری
عشق تو، تو خون مردمت وطن ریشه داره
به خلیج و خزرت قسم دلم دوسِت داره
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:25
+2
saqar
saqar
در CARLO
دانشجويي كه سال آخر دانشگاه را مي گذراند به خاطر پروژه اي كه انجام داده بود جايزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستي مبني بر كنترل سخت و يا حذف ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوكسيد» توسط دولت را امضا كنند و براي اين خواسته خود دلايل زير را عنوان كرده بود:
۱- مقدار زياد آن باعث عرق كردن زياد و استفراغ مي شود.
۲- يك عنصر اصلي باران اسيدي است.
۳- وقتي به حالت گاز در مي آيد بسيار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفي آن باعث مرگ فرد مي شود.
۵- باعث فرسايش اجسام مي شود.
۶- حتي روي ترمز اتوموبيل ها اثر منفي مي گذارد.
۷- حتي در تومورهاي سرطاني نيز يافت شده است.

از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا كردند. ۶ نفر به طور كلي علاقه اي نشان ندادند و اما فقط يك نفر مي دانست كه ماده شيميايي «دي هيدروژن مونوكسيد» در واقع همان آب است!!!

عنوان پروژه دانشجوي فوق «ما چقدر زود باور هستيم» بود!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/15 - 19:11
+3

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ