یافتن پست: #دل

arman
arman
یه مدتیه خودمو به خریت زدم

دلم واسه اون روی سگم تنگیده

ناجووور{-15-}{-15-}{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:43
+5
نیوشا
نیوشا
قايقی خواهم ساخت‌، خواهم انداخت به آب‌، دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ كسی نيست كه در بيشه عشق، قهرمانان را بيدار كند
قايق از تور تهی، و دل از آرزوی مرواريد
هم چنان خواهم راند. نه به آبی ها دل خواهم بست
نه به دريا-پريانی كه سر از خاك به در می آرند...
هم چنان خواهم راند
هم چنان خواهم خواند: دور بايد شد، دور

سهراب
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:40
+12
afsaneh heidari
afsaneh heidari
کاش همیشه در کودکی می ماندیم تا به جای دلمان سر زانوهایمان زخم می شد{-3-}
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 14:01
+6
ॐ SərViiiN ॐ
ॐ SərViiiN ॐ
نه هوا ابریست
نه بارانی می بارد...
پس بهانه دلم برای این همه سنگینی چیست....!!!؟
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:53
+6
peyman
peyman
دلم 1 غریبه میخواهد
بیاید بنشیند فقط سکوت کند

من هـی حرف بزنم...
و بزنم و بزنم...
تا کمی کم شود از این همه بار.

بعد بلند شود و برود

نه نصیحتی نه.....

انگار نه انگار!!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:39
+6
-1
payam65
payam65
برو...!!


با نبودت کسی ویرون نمیشه



با نبودت کسی حیرون نمیشه



قسم راست و دروغت دیگه معنا نداره



حرف یا مفت تو دیگه تو دلم جا نداره



فکر میکردی تو نباشی من میمیرم



این دفعه تو بد اوردی من که میرم



تو خودت مگه نگفتی من حقیرم؟



تو خودت مگه نگفتی من اسیرم؟



خوب برو راهت که بازه


خوب برو جاده درازه...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 12:08
+2
امیرحسین
امیرحسین
فلسفه الاکلنگ اثبات بزرگے کسے است که فرو می نشیند تا دیگرے پرواز کند بهتریـــــــــــــــــــــــــــــــــــن ها همیشه مے مانند شاید جلوے دیدگان نباشند امادردل ماندگارند...
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 02:27
+6
ramin
ramin
باحاله بخونین...

آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.

... از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.
وقتی یه درُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که درُ بازگذاشتی دیگه... ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون‌تو هست ُ میره سراغشون دیگه... در باز ُ کسی نمی‌زنه.. ولی در بسته رو همه می‌زنند. خود شما به خاطر این‌که بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش.
شکسته می‌شه اون در.
دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه.
یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه. ولی یه سری از دلهاهست که درش بسته‌اس.
این‌قدر بسته نگه‌اش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.

آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟
فامیل دور: در دل, با درد دله که باز می‌شه.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 01:31
+9
payam65
payam65
شاید آن روز که سهراب نوشت زندگی اجباری است

دلش از غصه حزین بود و غمین

حال من می گو یم

زندگی یک در و دروازه و دیوار که نیست

که نشد بال زدو پرواز کرد

زندگی اجبار نیست

زندگی بال و پری دارد و مهربان تر از مهتاب است

تو عبور خواهی کرد

از همان پنجره ها

با همان بال و پر پروانه

به همان زیبایی

به همان آسانی

زندگی صندوقچه ی اصرار پرستو ها نیست

زندگی آسان است

بی نهایت باید شد تا آن را یا فت
دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 00:50
+2
مهسا
مهسا
آن روزها گنجشک را رنگ میکردند و جای قناری میفروختند
این روزها هوس را رنگ میکنند و جای عشق میفروشند....
آن روزها مال باخته میشدی و....
این روزها دلباخته....
1 دیدگاه  •   •   •  1391/01/15 - 00:35
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ