یافتن پست: #دل

saeed
saeed
آب و هوای دلم آنقدر بارانیست

که رخت های دلتنگی ام را

مجالی برای خشک شدن نیست

اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است . . .
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 13:01
+1
mah3a
mah3a
همه ميتونن اسمت رو صدا کنن، اما... يکي هست که وقتي اسمت رو ميگه لذت ميبري..... و با تمام وجود در جوابش دوست داري بگي.. جــــــــــون دلم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 12:56
+4
mah3a
mah3a
تنهایی یعنی
آخ كه چقدر دلم می خواد با یه نفر درد و دل كنم...
تنهایی یعنی
آخ كه چقدر دلم می خواد سرمو بزارم رو شونه هاشو یه دل سیر گریه كنم...
تنهایی یعنی
آخ كه چقدر دلم میخواست الان پیشم بودی...
تنهایی یعنی
آخ كه من چقدر تنهام.......!==========

تنهایی یعنی زل بزنی به آی دی روشن طرف و هی بگی لعنتی پی ام بده...
بعد یارو آف می شه...!

تنهایی یعنی اینکه تو بزرگسالی دلت بغل بخواد.حتی بیشتر از وقتی که بچه بودی...

تنهایی یعنی هر روز توی چشمای خودت جای خالی انعکاس چهره ی کسی که دوست داری رو ببینی...

تنهایی یعنی اینکه شبا گوشیت رو رو سایلنت نذاری

تنهایی یعنی شبا با هندزفری تو جات آهنگ گوش کنی تا گوشات و بالشتت خیس بشه....

تنهایی یعنی تو این هوای دو نفره دلت بخواد با یکی بری قدم بزنی اما هر چی فکر می کنی کسی رو پیدا نکنی...

تنهایی یعنی شارژ گوشیت تو 24 ساعت یه خطش هم کم نشه...

تنهایی یعنی اینکه صمیمی ترین دوستت وقتی عاشق شد دیگه جواب اس ام استم نده...

تنهایی یعنی وقتی با دوستات توو یه جمعی هستی و اونا میخندن تو تو فکر فرو بری و به اونی که پیشت نیست فکر کنی!!!!

تنهایی یعنی : من ، تو ; ما
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 12:26
+4
ali rad
ali rad
گاهــی آدمـ دلــــشـــ مـیــخواهــد


کـفـــش هـاشـ را دربـیـــاورد


یــواشکیـ نوکـــ پـــا , نـوکــ پــا


از خـودشــ دور شــود


دور دور دور ........
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 12:12
mah3a
mah3a
داشتن مغز دليل قطعي بر انسان بودن نيست
پـســـتـه و بـادام هــم مـغـــز دارن
براي انسان بودن بايد شعــــــــــــور داشت !!!!

اگه موافقی لایک کن.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 12:09
+7
saeed
saeed
سیگار بکش
__مست کن
__بغض کن
__گریه کن
__دق کن
... __ولی...

"با ادم بی ارزش درد و دل نکن..."
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 10:23
محمد
محمد
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
...
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه ای بود که بر قامت او دوخته بود
دیدگاه  •   •   •  1391/01/3 - 00:32
+3
-1
mah3a
mah3a
افلاطون را گفتند:

چرا هرگز غمگین نمیشوی؟

گفت:

دل بر آنچه نمی ماند، نمی بندم
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:08
+5
maryam
maryam
گفتمش دل مي خري؟ پرسيد چند؟
گفتمش دل مال تو، تنها بخند.
خنده كرد ودل زدستانم ربود.
تا كه باز آمدم او رفته بود،
دل زدستش روي خاك افتاده بود.
جاي پايش روي دل جامانده بود.
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 23:04
+2
maryam
maryam
آن قدر مرا سرد کرد، از خودش... از عشق...
که حالا به جای دل بستن یخ بسته ام!
آهای! روی احساسم پا نگذارید،
لیز می خورید!
دیدگاه  •   •   •  1391/01/2 - 22:51
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ