یافتن پست: #دل

maryam
maryam
دلتنگ می شوم دلتنگتر از همه دلتنگی ها گوشه ای می نشینم

وحسرتها را می شمارم و باختن ها را و صدای شکستن ها را ...

نمی دانم من کدام امید را نا امید کرده ام و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم که اینچنین دلتنگم؟

دلتنگم دلتنگ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:46
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل ازدیدن تو سیر شود بعد برو
ای کبوتر به کجا؟ قدر دگر صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
نازنینم تو اگر گریه کنی بغض من نیز می شکند
خنده کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش ای نازنین خواب تو تعبیر شود بعد برو ...
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 14:23
+7
*vorojak*
*vorojak*
زندگی زیباست اگر بگذارند...
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند...
من از اظهار نظر های دلم فهمیدم/عشق هم صاحب فتواست اگر....{-15-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:59
+4
fowkes
fowkes
کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه بیشتر از همه تنهاست اون رو تنها نذارید چون هیچوقت به شما نمیگه که بهتون نیاز داره
23 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:52
+3
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
وقت هایی هست که دلم جز به بودنت رضایت نمی دهد...
حالا من از کجا "تو" بیاورم؟؟
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:50
+6
mehdy
mehdy
مردانگی ات رابا شکستن دل دختریکه دیوانه ی توست
ثابت نکن
مردانگی ات را

با غرور بی اندازه ات

به دختری که عاشق توست

ثابت نکن

مردانگی را

زمانی میتوانی نشان دهی

که دختری

با تمام تنهایی اش

به تو تکیه کرده

که دختری

با تکیه به غرور تو

به قدرت تو

در این دنیای پر از نامردی

قدم بر میدارد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:45
+4
ronak
ronak
امــشب بــه میــهمانی تــو می آیــم
نــه چشــمان فریــبنده ات و نــه لبــان تبــدارت را میــخــواهــم
مــرا آغــوشــی بــه وســعت دســتانت کافــی ســت ...
دلــم گــرفــته ...
غــم هــایم را بــغل کــن....
6 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:41
+6
ronak
ronak
خوش به حالتان
ما ایرانی ها در دلمان ماند عشقمان را بدون ترس با چشم بسته آرام بوس کنیم!
ما بر دلمان ماند لحظه ای کسی را که دوس داریم از ته دل در آغوش بگیریم
داغ خیلی چیزها بر دلمان ماند ماند ماند!
4 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:32
+3
mehdy
mehdy
شیشه ای می شکند یک نفر می پرسد....چرا شیشه شکست؟



مادرمی گوید.....شاید این رفع بلاست!



یک نفرزمزمه کرد...بادسردوحشی مثل یک کودک شیطان آمد.



شیشه ی پنجره رازود شکست.



کاش امشب که دلم مثل آن شیشه ی مغرور شکست عابری خنده کنان می آمد...



تکه ای ازآن رابر می داشت



مرهمی بردل تنگم می شد.......



اما امشب دیدم...



هیچ کس هیچ نگفت غصه ام رانشنید....



از خودم می پرسم آیا ارزش قلب من



ازشیشه ی پنجره هم کمتراست؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 13:28
+3
ronak
ronak
وقتی چـــــــــــشم هایتـــ
روبروی قنوتــــــــ دست هایتـــــــــ
مــــــــتولد شد
مــــــــــــــرا هم با خود ببر

( دلم بـــرای آسمان و صاحبش تــنگــــــــ شده
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:52
+8

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ