یافتن پست: #دل

maryam
maryam
در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل "تنهایی" مان
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:42
+5
maryam
maryam
دلم گرفته ازآدمایی که میگن دوستت دارم اما معنی شو نمیدونن ازآدمایی که میخوان مال اونا باشی اما خودشون مال تونیستن،از اوناییکه زیر بارون برات میمیرن وقتی آفتاب میشه همه چیز یادشون میره.
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:36
+6
نیوشا
نیوشا
اگه به يه جايى رسيدى که
عقلت گفت برو دلت گفت بمون...
دلت مثل هميشه غلط کرده،
محلش نذار راهت رو بگير برو...
هر چى بدبختيه از همين موندن هاست...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:31
+8
ali rad
ali rad
مَــــن!
عــاشــق نیستــَـم..
فقَـط گــاهــی حَـــرف تــــو کـــه می شَـــود،
دلَـــــم مثــــل اینکــــه تَبـــ کنَــــد!
گَـــرم و سَــــرد می شَــــوَد . . .
آبـــــ می شَـــوَد . . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 20:18
+2
poria
poria
قانون صف : اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.

قانون تلفن : اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود .

قانون تعمیر : بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد .

قانون کارگاه : اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید .

قانون معذوریت : اگربهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن، پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.

قانون حمام : وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.

قانون روبرو شدن : احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.

قانون نتیجه : وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.

قانون بیومکانیک : نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.

قانون تئاتر : کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.

قانون قهوه : قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن ق
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:57
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
عابدزاده و طلا گلزار مدل ایرانی :دی
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:24
+8
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه.سیب را دزدیدم...
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز....
سال هاست در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا خانه کوچک ما.سیب نداشت؟؟!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:23
+6
reza
reza
ما ز فردا نگرانیم که فردا چه کنیم زیر این بار گرانیم که جان را چه کنیم تو ز من ثانیه هایی که نه از آن من است میخواهی آتشی را که نه در جان من است میخواهی * روزگار ، روز مرا پیش فروشی کرده دل بیدار مرا پیر خموشی کرده هیچ در دست ندارم که به تو عرضه کنم چه کنم نیست هوایی که دلی تازه کنم ** قصد من نیت آزار نبود جنس من در خور بازار نبود جنسم از خاک و دلم خاکی تر روح من از تو ز من شاکی تر جنسم از رنگ طلا بود و نه از جنس طلا دل گرفتار بلا بود و سزاوار بلا از مسعود فردمنش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:15
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
شب از نیمه گذشت و دل به راه افتاد باز
میان کوچه باغهای تنهایی!
میان خاطرات دل سپردن
کسی را نیست در راهش؟
چرا شمعی.چراغی.نیست این اطراف؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 19:08
+6
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
بی بهانه که دوستت دارم

ناشیانه که دوستت دارم

من که لمست نکرده ام ،اما

می زنم حدس بعد یک کاما

بوسه های تو خاصیت دارد

دل برایت اهمیت دارد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/19 - 18:51
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ