یافتن پست: #دل

ronak
ronak
هميشه دلتنگي به خاطر نبودن
شخصي نيست
گاهي به علت حضور کسي
در کنارت است که
حواسش به نگاه عاشق
... تو نيست.....!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 16:17
+5
ronak
ronak
صــــ ـد بار دیگر هم که " تاس " بریزی ...
جفت نمی آوری
اینجا هم حکــــــــم میکنیم...
و حاکم دل* است...
بیهـــــوده به دنبال بهـــ ـانه نباش!!!
این دل به آهی چرخش تاس را سحــــ ـر می کنــــ ـد..
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 16:04
+3
ronak
ronak
ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﻧﮕﺎﻫتـــــــ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺑــــﺎﻻ ﺑﺎﺷــﺪ ...
ﺗـــﺎ ﺩﻟــﺖ ﺍﺯ آﺩﻡ ﻫﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﭘﺎﯾﯿــــﻦ ﻧﮕیـــرد
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 16:03
+4
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
تو اين دنيا، تو اين عالم، ميون اين همه آدم
ببين من دل به کي دادم، به اون کس که نمي خوادم
دلم شيشه، دلش سنگه، واسه سنگه دلم تنگه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 15:06
+7
tamanna
tamanna
a year without rain

Oooooooooh
Oeeeeeeh
Can you feel me
When I think about you
With every breath I take
Every minute
Don’t matter what I do
My world is an empty place
Like I’ve been wonderin’ the desert
For a thousand days (oooh)
Don’t know if it’s a mirage
But I always see your face, Baby

I’m missing you so much
Can’t help it even now
A day without you is like a year without rain
I need you by my side
Don’t know how else to find
But a day without you is like a year without rain (oooh)
The stars are burning
I hear your voice in my mind (in my mind)
Can’t you hear me calling
My heart is yearning
Like the ocean is running dry
Catch me I’m falling
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:59
+5
t  @  r  @  n  e
t @ r @ n e
فرستنده: دوست

مدرک: رفاقت

دلیل: دوست داشتن

هدف: یادکردن

گیرنده: یه گل
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:34
+4
ronak
ronak
دست هایم را دایره وار دور دلت حلقه می کنم
عزیزکـــ ـم!
مبـــ ـادا فکر کنی "داستان ِ اسارت" است.
این حکایت را به "مراقبت" تعبیرش کن ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 14:05
+3
ronak
ronak
هیچ وقت از کسی که تنهات گذاشته دلگیر نباش بهش با خنده بگو مرسی که گذاشتی فرصت بهتری داشته باشم... !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:30
+5
رضا
رضا
از عشق مکن شکوه که جای گله ای نیست

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست


من سوخته ام در تب ، آنقدر که امروز

بین من و خورشید دگر فاصله ای نیست


غمدیده ترین عابر این خاک منم من

جز بارش خون چشم مرا مشغله ای نیست


در خانه ام آواز سکوت است ، خدایا

مانند کویری که در آن قافله ای نیست


می خواستم از درد بگوییم ولی افسوس

در دسترس هیچکسی حوصله ای نیست


شرمنده ام از روی شما بد غزلی شد

هرچند از این ذهن پریشان گله ای نیست
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:19
+2
ALI SHABAN
ALI SHABAN
هر کی دله نوازندگی با این ساز رو داره تارف نکنه
دیدگاه  •   •   •  1390/12/7 - 13:13
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ