gha3m
بوی گیسوی تو را نیمه شب آورد نسیم / تازه شد در دل من یاد رفیقان قدیم . . . .
gha3m
دوری فقط تعبیریست که فاصله ها از ما دارند ، اما بی خبرند از نزدیکی دلهایمان . . . .
gha3m
در سینه دلی به وسعت غم دارم / بر زخم دلم نیاز مرهم دارم هر چیز برای خود فراهم کردم / در زندگی ام تو را فقط کم دارم . . . .
gha3m
دستی ز کرم به شانه ی ما نزدی / بالی به هوای دانه ی ما نزدی دیری ست دلم چشم به راهت دارد / ای عشق سری به خانه ی ما نزدی . . . .
sara
به سلامتي كلاه قرمزي كه دلش " فقط" واسه سروناز يه جوري مي شد!
رضا
کاش میشد به احساس دروغ گفت کاش میشد به این دل تشر زد کاش میشد که دوری نمی بود یا پشت شهر فاصله احساس نمی مرد کاش دنیا کمی مهربون بود کاش که این لطف که این عشق که این حال و هوایم نمیزد پر خود به دریای خیالم نمیرفت سر کوه نمیرفت سر دشت نمیرفت بیابان بیابان نگاهم بیابان صدایم کاش نمیرفت به هرجا هوس کرد کاش که میشد پرد سوی یارم و میبرد معنای فاصله را ز یادم و معنا میکرد برایم وصالش کاش که احساس بمیرد نبیند که سوختم ز عشق نهانش نهانش
رضا
ای مه زیبای من آیینه میخواهی چه کار؟ بر شب زلف پریشان شانه میخواهی چه کار؟ بشکن آن آیینه را در چشم من خود را ببین شرح این زیبایی از بیگانه میخواهی چه کار؟ تا ابد دور تو میگردم، بسوزان هستی ام ای که جانم سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من کاخ داری، خانه میخواهی چه کار؟