عمر گران مايه را چگونه گذاريد ؟
هرچه به عالم بود اگر به کف آريد
هيچ نداريد اگر که عشق نداريد
واي شما دل به عشق اگر نسپاريد
گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد
عشق بورزيد
دوست بداريد
(فریدون [!])
عمر گران مايه را چگونه گذاريد ؟
هرچه به عالم بود اگر به کف آريد
هيچ نداريد اگر که عشق نداريد
واي شما دل به عشق اگر نسپاريد
گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد
عشق بورزيد
دوست بداريد
(فریدون [!])
اگر کسی تو را با تمام مهربانیت دوست نداشت، دلگیر مباش
تو با تمام مهربانی هایت زیباترین معصوم دنیایی...
من خدایی را میشناسم که ابر رحمتش به زمین و زمان میبارد...
اما یکی سپاسش میگوید و هزاران نفر کفر!
چرا میپنداری باید بهتر از خدا تو را قدردانی کنند؟!
پس نرنج از ناسپاسیشان و برای شادیشان بکوش...
با مهربانی روحت به آرامش میرسد...
تو با مهرت بال و پر میگیری...
خوبی دلیل جاودانگی توست...
(نجیب زاده)
تحمل کردن زيباست اگر قرار باشد روزي به تو برسمانتظار اسان است اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم
زندگي شيرين است اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم
مشکلات حل مي شود اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم
اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود اگرقرارباشد تو را يک بار ببوسم
اگر ببينم خيال رفتن نداري بدان دوستت دارم
پیش بیا ، پیش بیا ، پیشتر
تا که بگویم غم دل بیشتر
دوست ترت دارم از هر چه دوست
ای تو به من از خود من خویشتر
دوست تر از آنکه بگویم چقدر
بیشتر از بیشتر از بیشتر
داغ تو را از همه داراترم
درد تو را از همه درویش تر
هیچ نریزد به جز از نام تو
بر رگ من گر بزنی نیشتر
فوت و فن عشق به شعرم ببخش
تا نشود قافیه اندیش تر
(قیصر امین پور)
کاش میشد بنویسم بزنم بر در باغ
که من از این همه دیوار بدم می آید
دوست دارم به ملاقات سپیدار روم
ولی از مرد تبر دار بدم می آید
ای صبا بگذر و از من به تبر دار بگو
که از این کار تو بسیار بدم می آید...
(محمد سلمانی)