یافتن پست: #دوست

saman
saman
در CARLO
زندگی را با تو می خواهم

خنده های بی ریا را با لبان گرم تو

من دوست می دارم

زندگی را با تو می خواهم

جز تو هرگز با کسی

از عشق از امید و از فردا نخواهم گفت

زندگی را با تو می خواهم

با تو آری

زندگی بی تو سراسر درد و اندوه است

زندگی را با تو می خواهم

با تو می خندم

با تو می گریم

آه....

آری بی تو می میرم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 12:23
+7
saman
saman
در CARLO
خودت پنهان کاری را یادم دادی





وگرنه




من ساده تر از این بودم




که بغض سنگین "دوستت دارم" را در گلو نگه دارم




کلاغ آخر قصه هایمان شاهد است




که هیچگاه




نمی خواستم آخرین صفحه داستانمان




علامت سوال باشد!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 11:57
+7
saman
saman
در CARLO
اينقدر كه از تنهايي خوشم مياد از هيچ چيزي تو اين دنيا

خوشم نيومده...


توي تنهايي يه رازهايي هست كه فقط آدماي تنها


دركش مي كنن....


اينجوري نفس كشيدن و نمي خوام...

تنها چيزي كه مي دونم اينه كه دوست دارم سريع تموم


بشه..همه چيز اين دنيا..اين روزا..


تموم بشه ببينم آخرش چي مي خواد بشه...


من از اين تكرارها دلگيرم بدجور...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 11:51
+7
saman
saman
در CARLO
نميدونم از چي بنويسم….اصلا براي چي بنويسم..


فقط مي دونم وقتي مي نويسم خيلي حالم عوض ميشه..


احساس مي كنم يه سنگيني از رو دوشم برداشته ميشه..


چقدر شريعتي راست مي گفت:


احمق باش تا نفهمي و خوش باشي…


چقدر دوست دارم بنويسم و بنويسم و بنويسم…


اما نمي تونم....نميشه....چي بنويسم؟؟؟


چرا اين شده زندگيم؟؟


دارم غصه ي چي رو مي خورم؟؟؟


اي كاش مي دونستم....


اين روزا دلم بد جور مي خواد آدرس وبم و


عوض كنم....از بلاگفا برم..برم يه جايي كه


هيچ كس ندونه كجاست و اونجا فقط و فقط و فقط


واسه خودم بنويسم...تنهاي تنها....


ولي نمي تونم..بازم مثل هميشه نمي تونم..


اينبار منطق مي پذيره... دل مي گه نه...


يه جورايي ميشه آنچه كه دل نمي خواهد و منطق مي پذيرد..



اين وبلاگ واسه من شبيه يه كلبه است پر از خاطرات...


تلخ...شيرين...تلخ..شيرين...


هيچكدوم از مطالبشو بدون فكر ننوشتم...


ساعتها شايد روي هر كدوم از مطالبش فكر كردم...
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 11:41
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دوستای گلم....امروز آخرین روز نظر سنجیه آکادمیه ها
بدو رای بده
باز نشر یادت نره
[لینک]
دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 11:08
+11
binam
binam
زن:غذا خوردی ؟
مرد:غذا خوردی ؟
زن:دارم از تو میپرسم
مرد:دارم از تو میپرسم
زن:ادای منو در میاری ؟
مرد:ادای منو درمیاری ؟
زن:بریم خرید ؟
مرد:غذا خوردم
4 دیدگاه  •   •   •  1392/04/17 - 01:04
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
فقط کافیــــه به هر دلیلی یه مدت کوتــــاه مشکل مالی واست پیش بیــــــاد،تو همین مدت کوتــــــــــاه خیلی

اتفاقی؛

ماشینت خراب میشه :|

دندون درد میگیری :|

قبض برق و گاز خونــــه میاد :|

همراه اول اس ام اس میزنـــــــه قبض موبایل اومده :|

شارژ ADSl تموم میشه :|

به 2 تا جشن تولد دعوت میشی :|

دوستاتم یهو دلشون واست تنگ میشه میخوان بیان پیشت :|
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 18:54
+11
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
6 دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 18:44
+7
saman
saman
در CARLO
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست میگردیم

وقتی پیدایش کردیم دنبال عیب هایش میگردیم

و وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هایمان با او می افتیم و باز تنهاییم!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:52
+6
saman
saman
در CARLO
مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.



زن مکالمه را کشف کرد و شایعه اختراع شد!



مرد کشاورزی را کشف کرد و غذا اختراع شد.



زن غذا را کشف کرد و رژیم غذایی را اختراع کرد!



مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد.



زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!



مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.



زن پول را کشف کرد و «خرید کردن» اختراع شد!



از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد.



ولی زن همچنان مشغول خرید است!
دیدگاه  •   •   •  1392/04/16 - 17:49
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ