Danial
پارسال عید بود با دوست دخترم رفتیم یه کم خرید ، جلو یه مغازه کفش فروشی واسادیم ، من حواسم به مغازه بغلیش بود ، بهش گفتم بیا اینور این کفشاش قشنگه ، ولی جوابی نیومد!!! منم که همچنان نگاهم به ویترین مغازه بغلی بود دستشو گرفتم کشیدم سمت خودم و راه افتادم که دیدم یکی پشت سرم جیغ میزنه آقا ولم کن!!!! کمک... ولم کن دیوونه ... برگشتم دیدم ااااااااااا اینکه دوست دختر من نیست!!! نگو این تو همین فاصله می ره تو مغازه منم دست یه دختر دیگه رو میگرم ......... خلاصه آبرومون رفت! ولی کلی هم خندیدیم
پست ترین انسان کسی است که راز دوران دوستی را به وقت کدورت فاش سازد.
من تا حالا نرفتم...
1390/12/24 - 14:36یه تور میذاریم اگه به حد نصاب رسید میریم!
1390/12/24 - 17:19گرچه با کسی انقدرا اشنا نیستم و ندیدمشون جز 2نفر