وقتی زنی عــاشـق میشود،دستــِـ خـودش نیستــ ؛
بــا صـدای آرام صـحـبـتــ میکند . . .عـشـوه هـایـش بـیـشـتــر میشود . . .
حـسـادت زنــانــه میکند . . . چـون نمیخواهد کـسی حـتـی بـــه عـشـقـش نـگاه کـنـد،
هـمـیـشــه میگویـــد تــــو مــال مــن هـسـتـی !
دوستــ دارد عشقش، از پشتــ ، دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد
... ... چشمانش خــُـمـار میشود.به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد . . .
صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم !
زن میداند کــه وجودش با عشق کامل تر میشود و بــا بــوســـه ای عاشقانــه بــه اوج آرامــش میرسد . .
اره




1390/12/23 - 11:38ای بابا من از درد میترسم...نمیشه راه اسونتر باشه از نارنجک؟
1390/12/23 - 11:39 ( لايک توسط 1 کاربر )اصلا درد نداره اصلا نمیفهمی چی میشه من خودم دو سه بار مردم

1390/12/23 - 11:42این از همه بهتره
من میترسم...من مخالفم...من درد دوست ندارم
1390/12/23 - 12:02میشه یک بار در حضور خودم امتحان کنی مطمئن شم؟
حتما
1390/12/23 - 13:31 ( لايک توسط 1 کاربر )