یافتن پست: #دوست

aB'Bas S
aB'Bas S
دو شکارچی اهل نیوجرسی در جنگل بودند که یکی از آن ها روی زمین افتاد. او نفسش بند آمد و چشمهایش وارونه شد. دومی گوشی تلفن خود را برداشت و با اورژانس تماس گرفت و به اپراتور اورژانس گفت: «دوستم مرده! چه کار کنم؟» اپراتور با صدای آرامی در جواب گفت: «خونسردی خود را حفظ کنید. من به شما کمک می کنم. اجازه دهید اول از مرگ دوست شما مطمئن شویم.» سکوتی پشت خط تلفن حاکم شد و ناگهان صدای شلیک گلوله ای به گوش رسید. شکارچی گوشی را برداشت و گفت: «حالا چه کار کنم؟»
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 22:17
+4
ronak
ronak
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:25
+3
ronak
ronak
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:24
+3
ronak
ronak
كلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شكايت كرد و خداوند او را زيبا كرد ولي كلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيكوست و نتيجه آن شد كه مي بيني .طوطي هميشه در قفس كلاغ هميشه آزاد
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:23
+4
ronak
ronak
نمیدونم دوست دارم یا نه نمیدونم این عادته یا عشق نمیدونم چی کار کنم با تو نمیدونم چی کار کنم با عشق تو با منی اما نه از دیروز تو با منی اما نه تا فردا تو با منی اما نه با این من یه روز میری اما نه از حالا کنارمی چقدر ازم دوری کنارتم چقدر بهت نزدیک ... تو آشنا غریبه ای انگار ستاره ای اما چقدر تاریک نمیدونم دوست دارم یا نه نمیدونم این عادته یا عشق نمیدونم چی کار کنم با تو نمیدونم چی کار کنم با عشق طلوع هر دوست دارم با من غروب عاشقانه ها با تو یکی میون جاده ها گم شد نمیدونم که اون منم یا تو
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 20:16
+5
ronak
ronak
✿ツ نـــگرانــی هــایــم را دور مــی ریــزم ... نــداشتنت را نــادیده مــی گـــیرم ... قلبـــــم را سرکـــوب مــــــی کــــنم ... دلتنـــــــگت نمــــی شـــوم ... دوستــت نــــــــــدارم ... . دروغ هــــایـــم زیــــاد شــده انــــد !!✿ツ
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:56
+4
ronak
ronak
خاطرت هست می گفتم چقدر دوستت دارم می گفتم دلتنگ تو ام به یاد داری روز هایی را که می گفتم دوری ات عذابم می دهد می گفتم همه هستی منی مگفتم نفسم به نفس هایت بسته است نه !!! می دانم که یادت نیست من بار ها وبار ها تک تک این جملات را تکرار کردم برای تو... اما چه سود که اگر صدها هزار بار هم گفته باشم شان.. تنها در خیالم بوده وبس... در مقابلت حرف زدن که سهل است نفس هایم را هم با تردید ادا می کنم... کاش می دانستی!
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:52
+3
ronak
ronak
گفتند:معشوقه ات بهت خیانت می کند!...گفتم:می دانم! گفتند:این یعنی دوستت نداره!...گفتم: می دانم! گفتند:روزی می رود وتنها می مانی!...گفتم:می دانم! گفتند:پس چرا ترکش نمی کنی؟... گفتم:این تنهاچیزی است که نمی دانم!!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:43
+7
ronak
ronak
گفت :دوستت دارم... هر چی گشتم مثه تو پیدا نشد... گفتم :خوب گشتی؟؟؟ گفت :اره گفتم :اگه دوستم داشتی نمی گشتی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:38
+5
عسل ایرانی
عسل ایرانی
لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی..... شب زمستونیتون به خیر..
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:33
+7

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ