یافتن پست: #دوست

gha3m
gha3m
ما سه چيز را در كودكي جا گذاشته ايم شادماني بي دليل دوست داشتن بي دريغ كنجكاوي بي انتها
1 دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:13
+5
ronak
ronak
کوچیک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست ولی مگه خدا هم گریه می کنه چرا باید دل خدا بگیره!!!! دوست داشتم زیر بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم اشک خدا را تو یه کاسه جمع کنم تا هر وقت دلم گرفت کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم! آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد حس میکرم که آدما دل خدا رو شکستند و یا از یاد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست ولی حس کودکانه من می گفت خدا دلش از دست آدما گرفته!!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 19:06
+3
gha3m
gha3m
دوست داشتن روبايدازبرگ درختها ياد گرفت ،چون وقتي زرد ميشن وقتي ميميرن ، وقتي ازدرخت جداميشن بازم پاي همون درخت مي افتن .
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:23
+3
gha3m
gha3m
چون فقط درخواب بينم تورا، دوست دارم زندگي در خواب را!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:23
+3
gha3m
gha3m
بي هيچ دليلي دوستت دارم تا نقص كنم قانوني را كه هنوز(علت) مي طلبد!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:23
+2
gha3m
gha3m
بد‌ترین بلایی که سر دوستتون میتونین بیارین ?
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 15:21
+1
gamer
gamer
روزي لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند مي دهم که کامروا شوي . اول اينکه سعي کن در زندگي بهترين غذاي جهان را بخوري! دوم اينکه در بهترين بستر و رختخواب جهان بخوابي و سوم اينکه در بهترين کاخها و خانه هاي جهان زندگي کني پسر لقمان گفت اي پدر ما يک خانواده بسيار فقير هستيم چطور من مي توانم اين کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد: اگر کمي دير تر و کمتر غذا بخوري هر غذايي که ميخوري طعم بهترين غذاي جهان را مي دهد. اگر بيشتر کار کني و کمي ديرتر بخوابي در هر جا که خوابيده اي احساس مي کني بهنرين خوابگاه جهان است. و اگر با مردم دوستي کني و در قلب آنها جاي مي گيري و آنوقت بهترين خانه هاي جهان مال توست.
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:58
+3
gamer
gamer
مادر : نمی تواند جای دیگری برود آخر پیدایش می کنی غصه نخور! گفتم : آخه چطوری؟ اون پرنده ایی زیبا بود که پرواز کرد و رفت. مادر گفت برادرت گوش به بازیست ، بدل نگیر او عاشق پرنده تو بود نمی دانست پرنده قفس را دوست ندارد و خواهد پرید . باز هم باید شاد باشی که پنجره بسته بود . در خیالم صدای پرنده را آهسته شنیدم که می گفت : در قفس هستم ! دست دراز کن و مرا بردار دست دراز کردم و پرنده را برداشتم و به مادر نشان دادم. چه نرم و زیبا بود! آرام در گوش پرنده زمزمه کردم : عجب کلکی هستی!!
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:57
+4
عسل ایرانی
عسل ایرانی
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟ گفت نه گفت دوستم داري؟ گفت نوچ؟ گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا دختره چشماش پر از اشک شد هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي تورودوست ندارم چون عاشقتم اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم می میرم به افتخار پسرهای ایروونی
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:57
+6
-1
ebrahim
ebrahim
از آنجایی که شعر و نثر در خون ما ایرانی ها است و آثار ماندگاری در تاریخ در این ضمینه داریم مانند : شاهنامه (فردوسی) قابوس نامه (کیکاوس) ... ... مرزبان نامه (سعدالدین) نی نامه (مولانا) و .... این بار هم بعد از سال ها و در سبکی جدید (رپ) گروهی موفق به نام [زدبازی] آلبومی بیرون خواهد داد تا مانند نام برده های قبلی اثری ماندگار و در تاریخ جاویدان باشد به نام زاخار نامه ,,, (علی یگانه دوست)
دیدگاه  •   •   •  1390/11/1 - 01:47
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ