mahdi
با دوستام رفتیم کلاس زبان(از قضا معلمش شناختمون از بس اذیتش کرده بودیم) گفت: وای شمایید؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ ما بچه هاشونیم الان اومدیم پیشت
mahdi
با دوستام رفتیم کلاس زبان(از قضا معلمش شناختمون از بس اذیتش کرده بودیم) گفت: وای شمایید؟؟؟؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ ما بچه هاشونیم الان اومدیم پیشت
mahdi
خونه دوستم تو حیاط نشسته بودیم هوا سرد شد،بهش میگم برو یه پتو بردار بیا!میگه سردته؟؟؟ پـَـــ نــه پـَـــ میخوام 2 تایی بریم زیرش شب نماهای ساعتمُ نشونت بدم
رضا
روزی ما دوباره کبوترهایِ مان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت. *** روزی که کم ترین سرود بوسه است و هر انسان برایِ هر انسان برادری ست. روزی که دیگر درهایِ خانه شان را نمی بندند قفل افسانه یی ست و قلب برای زنده گی بس است. روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است تا تو به خاطرِ آخرین حرف دنبالِ سخن نگردی. روزی که آهنگِ هر حرف، زنده گی ست تا من به خاطرِ آخرین شعر رنجِ جُست و جویِ قافیه نبرم. روزی که هر لب ترانه یی ست تا کم ترین سرود، بوسه باشد. روزی که تو بیایی، برایِ همیشه بیایی و مهربانی با زیبایی یکسان شود. روزی که ما دوباره برای کبوترهایٍ مان دانه بریزیم... *** و من آن روز را انتظار می کشم حتی روزی که دیگر نباشم
محمد
در طلوع يه دوستی هرگز غروب نيست، پس زندگی کن به خاطر کسی که دوستش داری.
mina_z
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعا خالیه!؟ پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون !!
mina_z
به دوستم میگم فهمیدی مریم جدا شد؟؟؟ میگه از شوهرش؟؟؟؟؟ پَـــ نَ پَــــ چسبیده بود کف ماهیتابه کفگیر زدم جدا شد