یافتن پست: #راه

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 22:49
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 22:36
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 22:23
+2
*elnaz* *
*elnaz* *
تو هم از همان راننده هایی هستی که وقت پیچیدن به راست ، راهنمای چپ را میزنی و وقت پیچیدن به چپ ، راهنمای راست را؟! یا نمی دانی مقصد کجاست یا می خواهی من مقصدم را گم کنم.................
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 19:44
+2
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥

فرو افتادن در برابر خداوند تنها راه برخاستن در برابر روزگار است


دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 18:53
saeed
saeed
نقاشی اصلا بلد نبود...
ولی!! خیلی ماهرانه راهش را کشید و رفت.....
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 18:36
+1
ar8qf4min
ar8qf4min
آیا می‌دانستید در بدن هر انسان بیش از ۷ میلیون عصب وجود دارد و خانم‌ها این توانایی را دارند که روی تک تک آنها راه بروند؟!
اصن ۱ وضعیه!!!!!!!!!
دیدگاه  •   •   •  1392/06/14 - 10:46
+4
xroyal54
xroyal54

روزي حضرت عيسي از صحرايي مي‌گذشت.
در راه، به عبادت‌گاه عابدي رسيد و با او مشغول سخن گفتن شد.


در اين هنگام، جواني كه به كارهاي زشت و ناروا مشهور بود، از آن جا مي‌گذشت. وقتي چشمش به حضرت عيسي و مرد عابد افتاد، پايش سست شد و از رفتن باز ماند. همان جا ايستاد و گفت:


«خدايا! من از كردار زشت خويش شرمنده‌ام، اكنون اگر پيامبرت مرا ببيند و سرزنش كند، چه كنم؟! خدايا! عذرم را بپذير و آبرويم را مبر!»


چشم عابد كه بر جوان افتاد، سر به سوي آسمان بلند كرد و گفت: «خدايا! مرا در قيامت با اين جوان گناه‌كار محشور مكن!»


در اين هنگام خداي برترين به پيامبرش وحي فرمود كه: «به اين عابد بگو ما دعايت را مستجاب كرديم و تو را با آن جوان محشور نمي‌كنيم. چه، او به دليل توبه و پشيماني، اهل بهشت است و تو، به علِّت غرور و خودبيني، اهل دوزخ!»


دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 21:51
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
اتل متل یه مورچه / قدم می زد تو کوچه
اومد یه کفش ولگرد / پای اونو لگد کرد
مورچه پا شکسته / راه نمی ره نشسته
با برگی پاشو بسته / نمی تونه کار کنه
دونه هارو بار کنه / تو لونه انبار کنه
مورچه جونم تو ماهی / عیب نداره سیاهی / خوب بشه پات الهی
…آفرین کوچولو اینو حفظ کن فردا ازت می پرسم
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 20:21
+3
fingliiiiiiii
fingliiiiiiii

این من ! نه زیبایم ، نه مهـربانم....نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!

فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست

فقط برای خودم هستم...خوده خودم !

صبورم و عجول!!

سنگین...سرگردان...مغرور...قـانع...

با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!

و برای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی را ؛

هیچ ندارم !

راهت را بگیــر و بـــــــرو ، حوالی من توقف ممنــــوع است........

آخرین ویرایش توسط fingilii در [1392/06/13 - 18:43]
دیدگاه  •   •   •  1392/06/13 - 17:46
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ