قرار است تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید چین های صورت معصومم را اتو
دشت پژمرده وغمگین آهوان چشمانم را رفو
وگیسوان برفی ام را با سرعت نور
زیر گرم ترین ظهر تابستان بلوچستان شرابی کنم
قرار است که تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید باطری نو برای سمعکم بگذارم
و یک عصای نامریی از جنس
گل حسرت در دست بگیرم
قرار است تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید به جبران کافه های نرفته
گیلاسهای بهم نخورده
بوسه های کال بر زمین افتاده
تو را حتی برای یک نفس از باقیمانده عمرم
صد زلیخا دیوانه شوم
قرار است تو به ملاقات من بیایی
و اگر این راست باشد
باید پیراهن سپیدم را که با خشم در دریا انداختم
از عروس ماهی ها پس بگیرم
کم کم تفاوت ظریف میان نگه داشتن یک دست
و زنجیر کردن یک روح را یاد خواهی گرفت.
اینکه عشق تکیه کردن نیست
و رفاقت، اطمینان خاطر
و یاد میگیری که بوسه ها قرارداد نیستند
و هدیه ها، عهد و پیمان معنی نمیدهند.
و شکست هایت را خواهی پذیرفت
سرت را بالا خواهی گرفت با چشمهای باز
با ظرافتی زنانه و نه اندوهی کودکانه
و یاد میگیری که همه ی راههایت را هم امروز بسازی
که خاک فردا برای خیال ها مطمئن نیست
و آینده امکانی برای سقوط به میانه ی نزاع در خود دارد
کم کم یاد میگیری
که حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.
بعد باغ خود را می کاری و روحت را زینت می دهی
به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.
و یاد می گیری که میتوانی تحمل کنی...
که محکم هستی...
که خیلی می ارزی .
و می آموزی و می آموزی
با هر خداحافظی
یاد می گیری ...
منم زیبا که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود تو غیر از من چه میجویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟
تو راه بندگی طی کن عزیز من، خدایی خوب میدانم
تو دعوت کن مرا با خود به اشکی،
یا خدایی میهمانم کن که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم
طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت
که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد
تویی زیباتر از خورشید زیبایم،
تویی والاترین مهمان دنیایم که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت
وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تورا از درگهم راندم؟ که میترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور؟! آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را
این منم پروردگار مهربانت. خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی
به پیش آور دو دست خالی خود را.
با زبان بسته ات کاری ندارم لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟
بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن.
بدان آغوش من باز است قسم بر عاشقان پاک با ایمان
قسم بر اسبهای خسته در میدان تو را در بهترین اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من
قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور
قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد
برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو تمام گامهای مانده اش با من
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان.
رهایت من نخواهم کرد.
می خواهم عمرم را
با دست های مهربان تو اندازه بگیرم
برگرد!
باور کن
تقصیر من نبود
من فقط می خواستم
یک دل سیر برای تنهایی هایت گریه کنم
نمی دانستم گریه را دوست نداری
حالا هم هروقت بیایی
عزیز لحظه های تنهایی منی
اگر بیایی
من دلتنگی هایم را بهانه می کنم
تو هم دوری
وکسانی که دور نیستند در راهند
رفته اند برای تاریکی هایت
یک آسمان خورشید بیاورند
یادت باشد
من اینجا
کنار همین رویاهای زودگذر
به انتظار آمدن تو
خط های سفید جاده را می شمارم
آن گاه
که دلتنگی می رسد از راه
نمی دانم : از کیست تقصیر
از آن که می نامندش تقدیر
یا پذیرا شدن اندیشه
به ناچار های بود و هست
آنزمان که می شکند فریاد
دل ست که می رسد به داد
می آید با قلم هفت رنگ در دست
سرخ ، زرد ، کبود
سایه نبود و سبز بود
به زندگی رنگ می زند
می دمد در نای عشق
تا نمیرد شادی
شاد آهنگ می زند
نقش تو می بیند در حریر ابر خیال
می پرد و مرا می برد
تا پرواز هزار سپید گشوده بال
به دادم می رسد هر از گاه
که نخواند کسی اندوهم از نگاه
آن زمان که بر ساز لحظه ها
زخمه ی پریشانی می زند دستم
زمزمه می کند دل : اندوه چرا !
هنوز او هست و من هستم
مدافع تیم فوتبال راهآهن گفت: به نظرم بازیکنان راهآهن در دیدارهای گذشته در حد و اندازهشان ظاهر نشدند.
1392/05/28 - 16:12پیروز قربانی در خصوص اینکه تیم فوتبال راه آهن در پنج دیدار پنج امتیاز کسب کرده و امتیازهای بازیهای خانگی را از دست داده است، اظهار داشت: ما در دیدارهای بیرون از خانه راحتتر هستیم زیرا ورزشگاه تختی شرایطش به گونهای نیست که ما از آن بهره ببریم. چمن ورزشگاه به گونهای است که به نفع حریفان است.
وی ادامه داد: زمین تختی مناسب ما نیست حالا نمیدانم که میخواهند بگویند بهانه است یا نه. من حرف خود را میزنم. ما در این زمین نمیتوانیم بازی کنیم. سال گذشته در اکباتان شرایط خوبی داشتیم اما امسال در این زمین اذیت میشویم و این ذهنیت بازیکنان را اذیت میکند.
مدافع راه آهن درباره اینکه آیا این تیم میتواند سهمیه آسیایی در این فصل کسب کند، خاطرنشان کرد: گرفتن سهمیه آسیایی فقط به حرف نیست بلکه باید تمام عوامل و امکانات دست به دست هم بدهند یکی از این موارد همین بحث زمین است، برای آسیایی شدن باید بازیکنان و همه باشگاه فعالیت کنند.
قربانی در خصوص اینکه چه زمانی راه آهن از این شرایط خارج میشود، گفت: به هر حال باید این موضوع جایی درست شود البته نمیخواهم درباره عوامل دیگر صحبت کنم اما اشتباهات سهوی داور صورت گرفته که به ضرر ما تمام شده است. در بازی نفت پنالتی گرفته شد که کمر تیم شکست. البته داوران زحمت زیادی میکشند اما اشتباهاتی میکنند ما هم بدشانسی آوردیم و توپهایمان به گل تبدیل نشده است.
وی درباره دیدار مقابل استقلال، تیم سابقش و دلخوریهایی که از مسئولان این تیم در فصل گذشته داشت، یادآور شد: این مسائل دیگر تمام شده، اگر دلخوری و مشکلی هم وجود دارد دیگر دوست ندارم درباره آن صحبت کنم و درست نیست که بخواهیم این مسائل را بازگو کنیم. به هر حال استقلال هم تیم خوبی است و خوب نتیجه گرفته است.
مدافع راهآهن در مورد اینکه آیا انگیزهاش مقابل استقلال بیشتر است، تصریح کرد: این بازی برای من مثل سایر بازیهاست. فرقی نمیکند با چه تیمی بازی کنیم. فقط باید به فکر نتیجه باشیم تا از این روند خارج شویم. بازیکنان باید شرح وظایف خود را به خوبی در زمین پیاده کنند فکر میکنم در چند بازی گذشته این موضوع صورت نگرفته است. باید بازیکنان به اندازه سطح توقعی که از آنها میرود در زمین ظاهر شوند.