یافتن پست: #راه

سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
از سیاهی چرا حذر كردن
شب پر از قطره های الماس است
آنچه از شب بجای میماند
عطر سكر آور گل یاس است
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 13:37
+10
reza
reza
سیگاری روشن میکنم

و به خاموش بودنم فکر میکنم

کـــــــــام عمیق

همراه آهی کوتاه

بیرون میدهم دودش را

کمرنگ میشود مثل خودم

نفسم میگیرد

از زندگی اجبــــــاری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/28 - 00:05
+2
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
دختره به دوستش زنگ میزنه میگه , یه پسره دنبام راه افتاده , چیکار کنم؟ دوستش میگه
خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:34
+12
ali rad
ali rad
قطار راهت را بگیر برو … نه کوه توان ریزش دارد، نه ریز علی پیراهن اضافه، هیچ چیز مثل سابق نیست …
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 23:20
+3
behzad
behzad
امروز ظهر شیطان را دیدم. نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت. گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 22:54
+4
mah3a
mah3a
اینــــجا تا پیراهنت راســـیاه نبینند

باور نمـــی کنند چیزی از دســــت داده باشـی~~~
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 21:03
+3
Danial
Danial
میخواستم زندگی کنم ، راهم را بستند. ستایش کردم ، گفتند: خرافات است. عاشق شدم، گفتند: دروغ است. گریستم ، گفتند: بهانه است. دنیا را نگهدارید ، میخواهم پیاده شوم...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 20:30
+3
☺SAEED☻
☺SAEED☻
سه راه برای ادم شدن
.
.
.
.
.
.

.
.
.
کنجکاو نشو تو آدم بشو نیستی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 20:26
+9
*elnaz* *
*elnaz* *
دل ُ روزنامه پیچیدم ، توی جعبه ای گذاشتم...

خوب و محکم اونو بستم ، راه دیگه ای نداشتم

بردمش اداره ی پست ، دادمش برات بیارن...

دل ُ تحویل نگرفتن ، پیش ِ بسته ها بزارن

گیر دادن دلت بزرگ ِ ، نمی شه اونو فرستاد...

مونده بودم چه کنم من ، دل من یاد تو افتاد

یاد ِ اون روزی که قلبت یه دفعه مثه یه سنگ شد...

خاطراتت یادم اومد، دل ِ من دوباره تنگ شد

حالا من این دل ِ تنگ ُ میدمش برات بیارن...

این دفعه می شه فرستاد ، انگاری حرفی ندارن

دل ِ من قد ِ یه دنیا تو رو دوست داره همیشه...

پیش ِ من باشی، نباشی، عاشق ِ هیشکی نمی شه{-35-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 20:10
+6
maryam
maryam
خیلی ها نفرین می کنن ، تلافی می کنن اما …

اما نه

نفرین من : الهی اونی که دوسش داری تنهات نذاره

تلافی من : میرم تا به اون برسی سر راهت نباشم

راستی ، قدر من دوستت داره . . . ؟
دیدگاه  •   •   •  1390/12/27 - 17:06
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ