یافتن پست: #راه

ronak
ronak
سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم
زرد میشوم وقتی می شنوم دوستش داری....
چهارشنبه سوری راه انداخته ایم
سرخی تو از من زردی من از تو!
همیشه من می سوزم....و همیشه تو می پری
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 12:13
+7
ronak
ronak
تو که نــبـــــاشــی
میان سر به راهی
و رو به راهی
هـیـچــ کـدام را نیستم
آ و ا ر ه ا م
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:55
+5
sasan pool
sasan pool
آهنگی که همیشه اشک من و در میاره.
love5.JPG

بعد از این دیگر نیاید بی وفا حتی به خوابم
می شوی تنهای تنها می دهد یک سال عذابت
می روی اما به دنیای فراموشی
با غم سردی که می دارد هم اغوشی
کاش از اول من به حالت بی وفا پی برده بودم
تو فریبم داده بودی من فریبت خورده بودم
راه من از راه تو گشته جدا
دارم از تو من شکایت با خدا

ترک جانت کرده ای جانان چرا
بی وفایی بی وفایی بی وفا
{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:38
+1
sasan pool
sasan pool
گلپا

نشد
يک لحظه از يادت جدا دل
زهی دل آفرين دل مرهبا دل مرهبا دل
ز دستش يک دم آسايش ندارم
نميدانم چه بايد کرد با دل
هزاران بر منعش کردم از دل
مگر بر گشت از راه خطا دل

فريدون فرخزاد و سالی
حالا که پا بند تو هستم ميگريزی
پا بند لبخند تو هستم ميگريزی
با خنده هايت زندگی می آفرينی
تا ديدمت فهميدم اين را آخرينی
از بوسه پرهيزم نمودی
با غصه لبريزم نمودی
بارنه غم غرقم نموده عشقت حواسم را ربوده
ميگريزی ميگريزی ميگريزی ميگريزی
آرتوش

آسمان چشم او آينه کيست
آن که چون آينه با من روبرو بود
درد و نفرين بر سفر باد
سرنوشت اين جداي
دست او بود
آه
گريه مکن که سرنوشت
گر مرا از تو جدا کرد
عاقبت دل های ما
با غم هم اشنا کرد

ای دلت خورشيد خندان
سينهء تاريک من
سنگ قبر آرزو بود

سلطان قلبها از عهديه و عارف

يه شب يه روز يه ماه يه سال
يه عمره که ميگردم
چو کبوتره بی پر و بال
ميرم همه جا
يه روز ديدم گم شد جونم
دور افتادم از آشيونم
بی خونمنم سرگردونم
بی او به خدا

سلطان قلبم کجاي کجاي
رفتی که بر من به شادی گشاي
دروازه های بهشت طلاي
اما صد افسوس
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:27
+3
ramin
ramin
کسى که کردارش او را به جایى نرساند ، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید . . .
11 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 11:19
+6
Danial
Danial
فرق زمین خوردن دخترا و پسرا !!!
پسر در حال دویدن...
زااااارت (صدای زمین خوردن)

رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی";)
... ... یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
________________
دختر در حال راه رفتن...
دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)

رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من!
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین !
1 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:45
+4
سیاهه ای از آسمان
سیاهه ای از آسمان
پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد

نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد

من که می دانم که تا سرگرم بزم و شادی ام

مرگ ویرانگر چه بی رحم و شتابان می رسد

پس چرا عاشق نباشم؟

پس چرا عاشق نباشم؟

من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست

من که می دانم اجل ناخوانده و بیدادگر

سر زده می آید و راه فراری نیست نیست

پس چرا عاشق نباشم؟پس چرا عاشق نباشم؟
15 دیدگاه  •   •   •  1390/12/23 - 10:01
+10
benyamin
benyamin
سرخ میشوی، وقتی میشنوی: دوستت دارم
زرد میشوم، وقتی میشنوم: دوستش داری
چهارشنبه سوری راه انداختیم سرخی تو از من ، زردی من از تو همیشه من میسوزم و همیشه تو میپری . .
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 23:37
+1
Mitra Mohebbi
Mitra Mohebbi
هز زنی دو مرد را دوست دارد.
یکی ساخته تخیلات اوست، و دیگری هنوز به دنیا نیامده!
3 دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 21:21
+7
مهسا
مهسا
اینجا ایستاده ام

به امید اینکه از این راه بیایی

و من چشم روشنی بگیرم !

اما

از یاد برده ام که تو همیشه خودت را

به ان راه میزنی ...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/22 - 19:24
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ