یافتن پست: #راه

mah3a
mah3a
تنهاي بي سنــــگ صبور
خونهء سرد و ســــوت و كور
توي شبات ستاره نيست
موندي و راه چاره نيست
اگر چه هيچ كس نيومد
سري به تنهايــــــــيت نزد
اما تو كوه درد باش
طاقت بيار و مـــــــرد باش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 22:40
+3
mah3a
mah3a
به زودی :
.
.
.
.
.
.
تور یک روزه ی ارمنستان ، جهت چک کردن ایمیل ، همراه با راهنمای فارسی زبان ...!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:59
+5
امیرحسین
امیرحسین
دوستان عزیز... تبریک میگم!
اینم یه راه حل موثر برای ارسال ایمیلهاتون!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:59
+9
mina_z
mina_z
گاهـــــے درست شبیهـ مسجد بین راهـــــے تنهایمـ

هرکسے کهـ مے آید مسافر است!

و مے شکند همـ نمازش را همـ دلــــــــــــــــــمـ را...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 21:58
+13
سحر
سحر
مردي ؟؟
هر چقدر مغرور!
هرچقدر صادق!
هر چقدر ساده!
هرچقدر جذاب!
هر چقدر مکار!
درست...
اما گاهی برای داشتن یک یار همراه همدم خوب باید زانو بزنی وابراز عشق کنی
2 دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:35
+8
-1
mah3a
mah3a
راه میوفتم بی هدف مقصد راهو نمی دونم
کاش می شد آروم بگیرم ولی افسوس نمی تونم

کو یه قاصدک تو جاده که بشه همسفر من
من یه قصه ام که جدایی شده فصل آخر من
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 19:13
+4
☺SAEED☻
☺SAEED☻
ﻭﻗﺘﻲ ﺍﺯ ﻛﺴﻲ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻱ ﺧﺒﺮﻱ ﻧﺪﺍﺭﻱ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺎﺵ، ﭼﻮﻥ ﺣﺘﻤﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﻮﺑﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻪ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻳﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻲ
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 16:32 توسط Mobile
+9
حمید
حمید
زنه شوهرشو میبره دکتر.. . . . . ... ... دکتر به زنه میگه: خانم، نباید هیچ استرسی به شوهرتون وارد بشه باید خوب غذا بخوره، هرچی که میخواد براش فراهم بشه و برای 1 سال هیچ بحث و دعوایی سر هیچ موضوعی حتی سر طلا و سکه و ماشین و خونه هم نباید با هم داشته باشن. تو راه برگشت مرده میپرسه: خانم دکتر چی گفت؟ زنه میگه : هیچی، گفت تو هیچ شانسی برای زنده موندن نداری
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 15:28
+4
mina
mina
اشک تو چشام پر شد
::::::::::::::::::::::::::
به سلامتی اون مریضهایی که از همه چیز دل بریدن و در انتظار یک دعا و یک امین من و تو هستن ...
به سلامتی دستهای پینه بسته اون مردا و زنایی که سرشونو از خجالت خانواده هاشون پائین انداختند و تو دلشون نمیدونن به زمین بد بگن یا به زمان ...
به سلامتیه سربازی که الان دور از نامزدش سر پست وایسـاده ...
به سلامتی بچه هایی که از شوروشوق عید و خریدهاش قسمتشون حسرته ...
به سلامتی مادرایی که هنوز چش به راه لاله های بی نشونشون هستن ...
به سلامتی دلهای شکسته ، غرورهای خردشده ، اشکهای ریخته نشده ، ارزوهای در سینه مانده ، حرف های بر زبان نیامده ...
و به سلامتیه پدری که ساعتش رو میفروشـه تا واسه شب عید ماهی و سبزه بخره تا جلو زن و بچش شرمنده نشه...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 12:12
+5
sahar
sahar
میخواهی بروی؟

خب برو...

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو...

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن كدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نكن

نفس های آخر است

نترس برو...

احساسم اگر نمیرد ..بی شك ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو...

یك احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میكشد

طفلك چه میداند كه روحش سلاخی خواهد شد

برو...

فقط برو.....
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 10:31
+4

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ