یافتن پست: #راه

sasan pool
sasan pool
خدایـا ؛ کسی را که قسمت کســ دیگریست ، سر راهمـان قـرار نـده !
تا شبـهای دلتنـگیش برای مـا باشـد ، و روزهـای خـوشش برای دیـگری ... !!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:28
+4
sasan pool
sasan pool
این آهنگ خواجه امیری من و داغون میکنه الان دارم گوش میدم گریم گرفته.
هر چی آرزوی خوبه مال تو
, هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو
, این شبای بیقراری مال من منم و حسرت با تو ما شدن
, تویی و بدون من رها شدن آخر غربت دنیاست مگه نه
, اول دو راهی اشنا شدن تو نگاه آخر تو
, آسمون خونه نشین بود دلتو شکسته بودن
, همه ی قصه همین بود میتونستم با تو باشم
, مثل سایه مثل رویا اما بیدارمو بی تو
, مثل تو تنهای تنها هر چی آرزوی خوبه مال تو
, هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو
, این شبای بی قراری مال من هر چی آرزوی خوبه مال تو
, هر چی که خاطره داری مال من اون روزای عاشقونه مال تو
, این شبای بیقراری مال من
{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-60-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}{-31-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:23
+2
saeed
saeed
در زندگی انسان سه راه دارد:
راه اول از انديشه مي‌گذرد،اين والاترين راه است.
راه دوم از تقليد مي‌گذرد، اين آسان‌ترين راه است.
و راه سوم از تجربه مي‌گذرد، اين تلخ‌ترين راه است
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:19
+2
sasan pool
sasan pool
خبر دادن که تو رفتی هم آواز شب و بارون
چه تنها خسته و زخمی دلو کندی از این زندون
خبر دادن که تو رفتی ولی من بی خبر بودم
صدا گم شد توی غوغا یا شاید هم که کر بودم
به تو گفتم که ما هر دو اسیر درد نفرینیم
برای پر زدن بی هم چه تن خسته چه سنگینیم
رفیق روز تنهایی رفیق دوره حسرت
رفیق صاف و بی کینه تو شهر غربت و نفرت
تو رو از قلب من کندن چه سخته درد دل کندن
جدا کردن با اشک و درد ، دلِ قلبِ منو از من
نذاشتن تا دم آخر یه لحظه پیش هم باشیم
دو تا موج و دو تا همراه کنار هم یه دریا شیم
دلو بردار که دل خسته م از این شیون و فریادِش
که این ویرونه هم دیگه به کار ما نمیادش
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:15
+1
حمید
حمید
در SMS
به سراغ من اگر می‌آئید
.
.
.
سر راهتون بی زحمت دو تا نون سنگگ هم بگیرین{-35-}{-11-}
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:14
+2
saeed
saeed
m?

روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي
دیدگاه  •   •   •  1390/12/5 - 00:09
+4
ali rad
ali rad
وقت خریدن لباسهای عید و بهاره است
لباسهایی بخرید باجیبهای بزرگ
به اندازه ی دو دست
شاید همین عیدی که در راهه....... عاشق شدید...
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 20:17
+1
amirreza
amirreza
دانش الهی از راه کتابها کسب نمی شود. بلکه باید آن را در وجود خود درک کرد . > ماهاتما گاندی<
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 16:48
+2
aB'Bas S
aB'Bas S
دو راه برای خانم مهندس شدن هست:

۱٫اینقدر درس بخونی تا خانم مهندس شی.

۲٫ یه شوهر مهندس پیدا کنی !!!
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 16:34
+7
saeed
saeed
پشت چراغ قرمرپسرک باچشمانی معصوم ودستانی کوچک گفت:

چسب زخم نمیخواهید؟ پنج تاصدتومن، آهی کشیدم و باخود گفتم


تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم نه زخمهای من خوب میشودنه زخمهای تو…
دیدگاه  •   •   •  1390/12/4 - 15:12
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ