AmirAli
به بعضیا هم باید بگی : سر راهت خفه خون هم بگیر …
AmirAli
رسیدم توی کوچه مون ، دیدم یه خانومی داره ماشینش رو بین دوتا ماشین دیگه پارک می کنه….
جای پارک خیلی کم بود و بنده خدا حسابی کلافه شده بود….
وایستادم و فرمون دادم بهش ، « بیابیاااا، خب!حالا فرمون رو کامل برگردون!خوبه خوبه، خاموش کن.»
بعدش هم بدون اینکه منتظر تشکر خانومه بشم راه افتادم برم
که دیدم خانومه صدا کرد و گفت دستت درد نکنه ، زحمت کشیدی!!!!
گفتم خواهش می کنم ، کاری نکردم…
گفت : دانشمند! من داشتم از پارک در می اومدم…
ازین سوتی های ضایع ندیم جلو خانومااا
binam
قدم میزدم بر روی مشکلاتم
داشتم باز هم سر تو غر میزدم
اما اینبار کمی سکوت کردم
فهمیدم دلیل مشکلاتم تو نیستی
من خودم از تو که غافل میشوم
بیراهه میروم ای بهتریم معبودم
بینام