یافتن پست: #رای

mary jun
mary jun
لبخند : )   ک میزنی....
پر میشوم از بهانه های خواستنت
پر میشوم از طنین خوش صدای نفسهایت
و زمزمه های در گوشی !
"  لبخند زیباترین آرایش ی دختره "
دیدگاه  •   •   •  1393/01/12 - 15:39
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
پسره نوشته "نرو"!!
دختره کامت گذاشته زیرش :
"نرو"دردناک ترین التماس دنیاست !! :("
منم کامنت گذاشتم :
اما به نظر من " نرو " یکی از بهترین نرم افزارهای رایت سی دیه :)))
نامردا منو بی دلیل حذف کردن !! :( :( :( ... :))
دیدگاه  •   •   •  1393/01/12 - 15:17
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دلم سفر می خواهد!
نه برای رسیدن به جایی
بلکه فقط برای رفتن...
دیدگاه  •   •   •  1393/01/12 - 15:02
+4
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
3 دیدگاه  •   •   •  1393/01/12 - 14:52
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 23:13
+4
mary jun
mary jun
از رها کردن نترس !!
هیچ کس نمی تواند
چیزی ک مال تو است را از تو بگیرد
و همه ی دنیا نمی توانند
چیزی ک مال تو نیست
را برایت نگه دارند !
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:49
+7
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

ساق پا چیست ؟






. . . وسیله ای برای یافتن میز در تاریکی !

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:43
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥

معنا و ریشه ی باستانی اعداد فارسی:

یک (از ریشهً اَاِو-ک یعنی ساده، مترادف ائن و وان در زبانهای ژرمنی).

دو (توو، نیرومند، دو لایه، کوهان دار).

سه (ثری، سه شاخه).

چهار (چخر، تعداد پره های یک چرغ یا تعداد چرخهای یک ارابه، به مثابه فیرای ژرمنی که اشاره به تعداد پاهای گوسفند=فور است).

پنج (پی و اساس شمارش، به الهام از پنجهً دست).

شش (خشوشی، خوشی داشتن معادل [!] یعنی مادی و جنسی درزبانهای ژرمن).

هفت (سفید و نورانی و قدسی).

هشت (اشتَ، خورد و خوراک، معادل و مترادف اوتّا در زبانهای ژرمن)،

نُه (نی-او-ئیتی، در پایین قرار گرفته، معادل و مترادف نیو در زبانهای ژرمن).

دَه (عدد ایستادن، عدد انتهای واحد شمارش معادل تیّو و تِن در زبانهای ژرمن).

صد (سد کردن و بستن بسته شمارش، معادل هوندرا زبانهای ژرمن با دست سد کردن، بستن شمارش).

هزار (هزَ-ن-گرو، با هم استوار، کامل معادل تقریبی توسِن به زبانهای ژرمن عدد بزرگ و سرکش انتهایی ).

دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 22:26
+4
mary jun
mary jun
آیینه پرسید چرا دیر کرده است؟
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقیقه ای تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد شده است
شاید قرار تغییر کرده است
خندید ب سادگیم آینه
و گفت : احساس پاک تو را
زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگو
گفت خوابی سال ها دیر کرده است
در آیینه ب خود نگاه می کنم آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
گفت آینه ک منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:26
+4
fereshte
fereshte
من..؟! چه دو حرفیه وسوسه انگیزیست... این منم ! نه زیبایم نه مهربانم... و نه محتاج نگاهی...! فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم...خوده خودم ! مال خودم ! صبورمو عجول !! سنگین.. سرگردان... مغرور...قانع...با یک پیچیدگی ساده ومقداری بی حوصلگیه نه چندان تلخ!!! وبرای تویی که چهره های رنگ شده را می پرستی  نه سیرت آدمی: هیچ ندارم راهت را بگیرو برو حوالی ما توقف ممنوع است
آخرین ویرایش توسط fereshteh در [1393/01/11 - 21:19]
دیدگاه  •   •   •  1393/01/11 - 21:15
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ