یافتن پست: #رای

♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
اگر خدا دعاهای شما را مستجاب کند ، ایمانتان را افزایش داده ، اگر با تاخیر مستجاب کند ، صبرتان را زیاد کرده و اگر مستجاب نکند ، چیز بهتری برایتان در نظر دارد
دیدگاه  •   •   •  1392/09/2 - 14:03
+3
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥ R A M I N♥♥♥♥♥♥
بزرگ شده ای !
دلم برای تو تنگ است …
دیدگاه  •   •   •  1392/09/2 - 13:50
+3
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
`☆¯`•.¸☆•.¸ƸӜƷAsiyE ☆¯`•.¸☆
در CARLO
بــرای دلــم گاهــی مادری مهــربان می شوم

دست نـوارش بر سـَرش می كشـم و میگویـم :

" غصـه نخــور ، مــیگـذرد . . ."

بــرای دلــم گاهــی پــدر می شوم ،‌خشمگیـن می شوم و میگویـم :

" بس كن دیگــر ؛ بزرگ شده ای بابا . . . "

گاهــی هم دوستـی می شوم مهربـان ،

دستش را می گیـرم و میبــرم به باغ رویــا ؛

دلــم هم كلافه شــده دیگر از دست مـَن ...
دیدگاه  •   •   •  1392/09/2 - 13:39 توسط Mobile
+4
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
تا آسمان خیال تو چقدر راه است؟

دوبال برایم کافیست ؟

میخوام به هوای تو در هوای تو اوج بگیرم!

منتظرم می مانی؟
دیدگاه  •   •   •  1392/09/2 - 00:46
+8
مدیر سایت
مدیر سایت (مدير ارشد)
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 23:46
+12
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 20:37
+9
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 20:08
+6
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 20:04
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 19:44
+5
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
راز خوشبختی زندگی مشترک زن و شوهری بیش از 60 سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز با هم صحبت می کردند و هیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز؛ یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند و در مورد آن هم چیزی نپرسد. در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز پیرزن به بستر بیماری افتاد و پزشکان از او قطع امید کردند. در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع و رجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آورد و نزد همسرش برد. پیرزن تصدیق کرد که وقت آن رسیده است که همه چیز را در مورد جعبه به شوهرش بگوید. پس از او خواست تا در جعبه را باز کند. وقتی پیرمرد در جعبه را باز کرد دو عروسک بافتنی و مقداری زیادی پول پیدا کرد. پیرمرد دراین باره از همسرش سوال نمود. پیرزن گفت: «هنگامی که ما قول و قرار ازدواج گذاشتیم مادربزرگم به من گفت که راز خوشبختی زندگی مشترک در این است که هیچ وقت مشاجره نکنید. او به من گفت که هر وقت از دست تو عصبانی شدم ساکت بمانم و یک عروسک ببافم.» پیرمرد به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و سعی کرد اشک هایش سرازیر نشود. فقط دو عروسک در جعبه بود پس همسرش فقط دو بار در طول زندگی مشترکشان از دست او رنجیده بود. از این بابت در دلش شادمان شد. پس رو به همسرش کرد و گفت: «این همه پول چطور؟ پس اینها ازکجا آمده؟» در پاسخ گفت: «آه عزیزم این پولی است که از فروش عروسک ها به دست آورده ام.»
دیدگاه  •   •   •  1392/09/1 - 19:22
+2

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ