یافتن پست: #رای

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
هـــر روز












می گــذرم










و دســـت تکـان مـی دهــم








بـرای اتــفــاق های خـوبـی کـه











نیفتـاِده از مــن گــذشـتنــد
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 16:21
+3
roya
roya
تصور کن آخرین تیر هم اگر به سنگ بخورد
تصور کن مچ بی کسی اگر باز شود
تصور کن شانس اگر برای بار دوم در خانه را نزند
تصور کن جوینده اگر یابنده نشود

کار سختی نیست تصورِ اینکه با من چه می شود..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/15 - 09:37
+4
roya
roya

برای تمام خوبی هایت

برای مهربانیهای بی حدت

برای جهان زیبایی که هر صبح از چشمان تو آغاز می شود

و من را در بر میگیرد،

برای داشتنت

و برای داشتن هر انچه که با تو دارم

و هر انچه که با تو هستم

از خدای پشت پنجره ممنونم !

آرزو میکنم هر تنهایی،

هر غمگینی

چون "تو" را بیابد.....

و سرشار شود از

احساس خوب آرامش

دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 17:24
+3
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 17:08
+2
roya
roya
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 17:02
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥



ترسم از آن است که آنقدر پیر شوم که دندانی برای روی جگر گذاشتن نداشته باشم !



دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:47
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
الان یکی از دخترای اد لیستم استاتوس گذاشته:
دلم هوای دکتر بازی های قدیم رو کرده ))):
.
.
.
تو 5 دقیقه
951 تا دکتر عمومی
150 تا متخصص اطفال ...
93 تا رزیدنت
50 تا دکتر اطفال
و تعداد نا معلومی پرستار ||||||:
یهووووووو به وجود اووومده |:
تازه 5 تا پروفسور همون جا از کشورخارج شدن |: |: |:
من همین جا از این دختر خانوم ممنونم که با کارش جامعه ی پزشکی رو از بلاتکلیفی درآورد!!:|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:40
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
چقدرخنده دار است...!

شناسنامه ام رامی گویم...

امروز نگاهش میکردم، صفحه وفاتش سفیداست...

با این که روزهاست برای خیلی ها مرده ام...!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:38
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
برایش نوشتم:

“به امید فردای بهتر”

دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرد !

بعدهــــــا فهمیدم

آن روز “الف” فردا را

یادم رفته بــــــود
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:30
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﯾﻪ پسرﻩ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﮕﻞ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ
ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ خانم ﺷﺎﺭﮊ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻢ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ
ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﺎ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮﻥ ﯾﻪ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﮕﯿﺮﻡ ...
ﻣﻨﻢ ﺣﺲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﯿﻢ ﮔﻞ ﮐﺮﺩ ﮔﻮﺷﯿﻢ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺑﻬﺶ ...
ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﮐﺮﺩ که ﺩﯾﺪﻡ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻧﮓ
ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﻣﯿﺂﺩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﯿﻔﺶ ، ﯾﻪ ﻣﻮﺑﺎﯾﻞ ﺩﺭآﻭﺭﺩ
ﯾﻪ ﭼﺸﻤﮏ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺯﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﺑﺎﻭ پسرا ﺁﺧﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﻦ
ﺩﺳﺖ ﻧﻤﯿﺰﻧﻦ ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/14 - 16:18

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ