یافتن پست: #رای

*elnaz* *
*elnaz* *
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 21:42
+5
بهناز جوجو
بهناز جوجو
بچه ها آکادمی یادتون نره 
به من رای بدید {-26-}
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 21:14
+7
nazli
nazli
 

در دنیا برای کفری کردن آدمهای رذلی که میخواهند همه چیز را از آنچه هست


برایت سخت تر کنند!!!


راهی بهتر از این نیست که وانمود کنی از هیچ چیز دلخور نیستی.

آخرین ویرایش توسط administrator در [1392/07/13 - 21:09]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 21:04
+9
nazli
nazli
 

مزرعه را ملخ ها جویدند و ما برای کلاغها "مترسک" ساختیم؛

و این بود شروع جهالت
آخرین ویرایش توسط administrator در [1392/07/13 - 21:09]
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 21:01
+9
xroyal54
xroyal54
چـــ ه بے ِ رحمانـــ ه همــ ه را از" قلبـــم "بیروטּ ڪردم

بــــرای اینڪه فقــط تو بمانے ِ در "قلبـــم"

حـــال...

حـــال ڪه قصـــد رفتטּ داری !!!

در این ســـالن تهے ِ از قلبـــم ...

"ڪفــش هایت" را به دســـتانت بگیـــر

صداے ِ تق تق های ڪفشت

مـــرا به گریه وا میـــدارد

تق تق هایے ِ ڪه...

"زنــــده بودטּ " را به یــــادم مــی آورد ...
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 17:07
+7
saeed
saeed



اندیشیدن به تو رسم، و گفتن از تو ننگ است!

اما میخواهم برایت بنویسم

شنیده ام، تن می فروشی، برای لقمه نان!… چه گناه کبیره ای…!

میدانم که میدانی همه ترا پلید می دانند،

من هم مانند همه ام

راستی روسپی!

از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو،

زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند !!

اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد

و یا شوهر زندانی اش آزادشود این «ایثار» است !

مگر هردواز یک تن نیست؟

مگر هر دو جسم فروشی نیست؟

تن در برابر نان ننگ است…

بفروش ! تنت را حراج کن…

من در دیارم کسانی را دیدم

که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان

شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین .

شنیده ام روزه میگیری، غسل میکنی، نماز میخوانی، چهارشنبه ها نذر حرم امامزاده صالح داری، رمضان بعد از افطار کار می کنی، محرم تعطیلی.

من از آن میترسم که روزی با ظاهری عالمانه، جمعه بازار دین خدا را براه کنم، زهد را بساط کنم، غسل هم نکنم، چهارشنبه هم به حرم امامزاده صالح نروم، پیش از افطار و پس از افطار مشغول باشم، محرم هم تعطیل نکنم!

فاحشه !! دعایم کن …


دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 13:56
+3
saeed
saeed
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 13:22
+1
saeed
saeed
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …
دیدگاه  •   •   •  1392/07/13 - 12:42
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺮﺳﺎﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﯿﺸﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ
ﻭﻗﺖ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍﺩﻥ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﮐِﯿﻪ؟
.
.
ﺗﺎ ﻣﯿﺎﻡ ﮐﺮﺍﯾﻪ ﺑﺪﻡ ﻫﻤﺶ ﯾﺎﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﺳﺒﻘﺖ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﯾﺎ ﻣﯿﭙﯿﭽﻪ . . :|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 21:34
+8
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
من از کارهای بد گذشته پشیمونم و هرگز اونها رو تکرار نخواهم کرد چرا که کارهای بد جدیدی برای انجام دادن پیدا کردم :))
دیدگاه  •   •   •  1392/07/12 - 21:27
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ