یافتن پست: #رای

alifabregas
alifabregas
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 17:33
+3
*elnaz* *
*elnaz* *
ساکت بودن و (بودن)بهتر از حرف زدن و (نبودن) است.......باش حتی اگر بین مان حرفی برای گفتن نیست......
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 17:10
+7
Mohammad Mahdi
Mohammad Mahdi
@arash-tavanaei واقعا کی قدر زحماتی که میکشیو میدونه؟

هممون میایم اینجا از سایت لذت میبریم ، اما هیچ کدوممون نمیدونیم که ذره به ذره این سایت با دستای آرش نوشته شده

واقعا شبانه روز وقت میزاره به این سختی این امکانات رو برای سایت فراهم میکنه فقط واسه خاطر بچه های بیاتویونی ...

بزن لایکو به افتخار مدیر بیاتویونی " آرش توانایی "
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 16:17
+13
-1
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 14:13
+6
sara
sara
این حرف مرحوم خسرو شکیبایی چند تا لایک داره ؟؟

: تا زنده ای در برابر کسی که به خودت علاقه مند کردی مسئـــولـــی !!!

برای شادی روحش لایک کنین و صلوات بفرستین ...
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:28
+6
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

الو؟ منزل خداست؟ این منم مزاحمی که آشناست هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟ الو .... دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟ چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاستدل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 11:08
+4
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani
Prof.Dr.Abdolreza Sh.Farahani

ملولان همه رفتند درِ خانه ببندید بر آن عقلِ ملولانه همه جمع بخندید
به معراج برآیید چو از آل رسولید
رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید
چو او ماه شکافید، شما ابر چرایید
چو او چست و ظریفست شما چون هلپندید
ملولان به چه رفتید که مردانه در این راه
چو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندیدچو مه روی نباشید
ز مه روی متابید
چو رنجور نباشید سر خویش مبندید چنان گشت و چنین گشت چنان راست نیایدمدانید
که چونید مدانید که چندید
چو آن چشمه بدیدید چرا آب نگشتیدچو آن خویش بدیدید
چرا خویش پسندید
چو در کان نباتید ترش روی چراییدچو در آب حیاتید چرا خشک و نژندید
چنین برمستیزید، ز دولت مگریزید
چه امکان گریز است که در دام کمندیدگرفتار کمندید
کز او هیچ امان نیست
مپیچید مپیچید بر استیزه مرندیدچو پروانه جانباز بسایید
بر این شمع
چه موقوف رفیقید چه وابسته بندیداز این شمع بسوزید، دل و جان بفروزید
تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید
ز روباه چه ترسید شما شیرنژادیدخر لنگ چرایید
چو از پشت سمندید
همان یار بیاید در دولت بگشایدکه آن یار کلیدست
شما جمله کلندید
خموشید که گفتار فروخورد شما راخریدار چو طوطیست شما شکر و قندید

دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 10:55
+3
مهسا
مهسا
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 03:26
+5
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
1 دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 02:30
+7
M 0 R i c A R L0
M 0 R i c A R L0
در CARLO
لبخند زن دردو موقع آسمانی و فرشته مانند است :

یکی هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق می گوید دوستت دارم ودیگر هنگامی که برای اولین بار به روی نوزادش لبخند می زند .        

ویکتور هوگو
دیدگاه  •   •   •  1392/04/27 - 02:14
+6

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ