Danial
حکایت دادن شارژ به طرف... !!!
1000تومنی: مرسی عزیزم (تو دلش ای گدا)
2000: ای جانم...ممنون گلم دستت درد نکنه(تودلش:یادم باشه واسش بخرم دور برنداره)
5000: وای ممنون عشقم،خیلی میخوامت،بیا این بوس برای تو
10000 : الهی من فدات بشم تو همه زندگی منی ، بیا بغلم،کجایی بیا ببینمت دلم برات یه ذره شده.
.
.
20000: دیگه کسی اینقدرا هم خر نشده از اینا بخره!
سیاهه ای از آسمان
بر مفرش خاک خفتگان می بینم
در زیر زمین نهفتگان میبینم
چندانکه به صحرای عدم می نگرم
نا آمدگان و رفتگان می بینم خیام
آخرین ویرایش توسط
sin_sin در [1390/12/19 - 16:20]
reza
با گفتن یک
عزیزم جایت خالیست !
نه جای من پر می شود
و نه از عمق شادی هایت کمتر !
فقط ...
دل خوش می شوم که هنوز ،
بود و نبودم برایت مهم است
reza
زود قضاوت نكنيم
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ... دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟!
فردا مادرت رو میاری مدرسه...
می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم! دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد...
بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت: خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن... اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه...
اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ... و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . . .............................. .................................. زود قضاوت نكنيم
mitra
این روزها زل میزنم تو چشمانم
خودم را بهانه میکنم برایه خنــــــدیدن..
قدم میزنم پا به پـــــایه ی خودم
ودستم میگیرد دست دیگرم را..
تــــــــــا گم نشوم میان این همه تنهــــــــــایی..
mitra
برای رسیدن به ارزوهایت
از ارزوهایم که هیچ
از خودم که هیچ
از تو نیز گذشتم....
mina_z
جدیدترین مدل سبزه برای سفره هفت سین!!!
Danial
این اشتباه من بود که کار های تو رو با یه "ش" اضافه می خوندم
تو به قلبم "عق " زدی و من اونو "عشق" می دیدم
تو برای دلم "ور" زدی و من اونو "شور" زدن دلت می دیدم
تو اراجیفت رو "عر" می زدی و من همه اونها رو"شعر" می دیدم.
تو ارزش یه "اه" رو هم نداشتی اما من تورو "شاه" می دیدم