یافتن پست: #را

♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
براے دل خـــودم مے نویسم ...

براے دلتنگــے هایــم

براے دغدغــہ هاے خـــودم

براے شانہ اے کہ تکیہ گاهــم نیستــــ !

برای دلے کہ دلتنگم نیست ...

براے دستے کہ نوازشگــ ـــر زخـم هایم نیست ...

براے خودم مے نویســـم !

بمیـ ــرم براے خـ ـودم کہ اینقـــدر تنهاستـــ !.!.!.!
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 16:17
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 16:16
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 16:05
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیروز داشتم تو یه کوچه ای نزدیک خونمون راه میرفتم
دیدم دو تا بچه 4 الی 5 ساله دارن بازی میکنن
کوچه هم خیلی خلوت بود رفتم پشت سرشون سرعتمو کم کردم
گوشیمو در اووردم الکی یه شماره ای گرفتم
.
.
.
.
.
.
.
گفتم : فرید دو تا بچه اینجا هست ماشین رو بردار بیار
تا من کلیه هاشونو در بیارم که بفروشیم یخ هم با خودت بیار
آقا تا اینو گفتم اولی که از شدت گریه غش کرد
دومی هم یه ذره دوید بعد ایستاد خودشو خیس کرد

بلاخره باید به فکر تفریحات سالم بود:|
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 16:04
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 15:57
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 15:53
+3
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 15:51
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 15:46
+2
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 15:41
+1
♥ نگار ♥
♥ نگار ♥
در تصوراتم
گاهی
خودم را در راه یافتن جایی
که خاطرات در ان جایی ندارد
تجسم میکردم
جایی که نه شکستها ونه دوریها ونه.....
هیچکدام را در ان جایی نیست
مثلا پارادایز
ولی دیروز فرصتی کردم وبه یک خانه سالمندان سری زدم
پرادایزی بود انجا
همه الزایمر داشتند
عجب بهشتی بود
مست مست
ولی
منو نگرنداشتن
گفتند برای اینجا موندن شرایطت جور نیس
دیدگاه  •   •   •  1392/07/26 - 15:39
+1

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ