یافتن پست: #را

Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
مواظب کلماتی که در صحبت استفاده میکنید باشید
آدمها شاید شما را ببخشند ، اما هرگز فراموش نمیکنند
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:21
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
دوست های خوب مثل زاپاس ماشین می مونند، 

توی صندوق عقب ماشین فراموش میشن 


اما دقیقاً زمانی که لنگ می مونی به یادشون می افتی و به کارت میان
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:15
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
زندگي با همه وسعت خويش

 محفل ساكت غم خوردن نيست


 حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نيست


 اضطراب وهوس ديدن و ناديدن نيست


 زندگي جنبش جاري شدن است


 زندگي کوشش و راهي شدن است از تماشاگه آغازحيات تا به جايي كه خدا مي داند.


 زندگي چون گل سرخي است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف،


يادمان باشد اگر گل چيديم،


عطر و برگ و گل و خار همه همسايه ديوار به ديوار هم اند

دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:13
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
آدم ها را از آنچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره انها ميگويند..
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 15:09
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani

مرگ داشت با زندگ ی دردو دل میکرد، بهش گفت تو چرا واسه همه دوست داشتنی ای و همه دوستت


دارن با تو باشن ول ی من واسه هیشک ی ا رزش ندارم ؟؟ ! زندگی بهش گفت چون تو یه حقیقتی و من یه


دروغ !!


دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 14:56
+6
Sanaz Arzani
Sanaz Arzani
تو که زنگار بر آیینه داری
کجا عشق خدا در سینه داری
اگر عشق خدا در سینه توست
چرا زنگار در آیینه ی توست
بیا ای قطره اهل دل شو
ز خود بگذر به دریا متصل شو
به دریا می روی خواهی نخواهی
بزن دل را به دریای الهی
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 14:51
+1
براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .



براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.



براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.



براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن .



براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .



براي عشق وصال كن ولي فرار نكن .



براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .


براي عشق بمير ولي كسي رو نكش .



براي عشق خودت باش ولي خوب باش


دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 09:52
+9
sara
sara
وقتی دلم گرفته برام اسمون ریسمون نباف !

جوک نگو !

فیلسوف نشو !

فقط دستمو بکش و بغلم کن
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 09:00
+11
sara
sara
در CARLO
تو ایستگاه اتوبوس بودم کنار یه دختره

بهش گفتم ببخشید خانوم...

گفت :درد ببخشید، زهر مار ببخشید، آدم نباید ازدست شما پسرا آرامش داشته باشه،

منم هیچی نگفتم.

وقتی بلند شد با مغز اومد تو زمین، خدا شاهده میخواستم بهش بگم بند کفشت بازه.
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 08:55
+6
sara
sara
در CARLO
دلت ضـعـف می رود بـرای شَهـدَش کـه کـامَت را شیـریـن کنـد …
عطـــرش کـه مستـت کنـد…
دیدگاه  •   •   •  1392/07/17 - 08:50
+5

تفکیک

جستجو برای
نوع پست توسط در گروه تاریخ